از آن زمان که کتابخوانان و کتابدوستان چیزی بیشتر از نام و لوگوی یک انتشارات را نمی‌شناختند مدت‌ها گذشته است. حضور و رقابت در عصر حاضر، در هر زمینه‌ای که فکرش را بکنید، بدون اینکه در تخته‌های دیجیتال نقشی داشته باشید، غیرممکن است. از کاربردی ترین و پرمخاطب ترین این تخت ها هم در حال حاضر اینستاگرام است. تختی که می تواند بهترین جامعه باشد.

همه میدانند که برای حضور در فضای دیجیتال، داشتن یک وب سایت کافی نیست. چه کسب‌وکارمان انتشاراتی باشد و چه یک کسب و کار کوچک خانگی، از داشتن یک صفحه اینستاگرام برای برندمان نمی‌توانیم انجام دهیم. خب، صفحه اینستاگرام ساختن و پست و استوری گذاشتن را که همه بلدند. این است که چگونه می توان از این بستر بهترین نتیجه را گرفت؟ از چه اشتباهاتی باید دوری کرد؟ اصلاً فعالیت در اینستاگرام چه کمکی به انتشاراتی‌های حوزه مدیریت می‌کند؟

در ادامه این مقاله با بررسی اشتباهاتی حوزه‌های مدیریت، در مدیریت صفحه اینستاگرام خود را انجام می‌دهند، می‌خوانند که چگونه می‌توان از این اشتباهات جلوگیری کرد و از قدرت‌های اینستاگرام به منظور ایجاد موفقیت در کسب و کار انتشار و استفاده کرد.

تصور کنید با کتابی تهدید می‌شوید که چنین عنوانی دارد: «چگونه کتابی فروش بنویسیم» و یک تحقیق کوچک درمی‌یابید که این کتاب پس از گذشت سال‌ها از انتشارش، حتی به چاپ دوم هم رسیده است. در این صورت حتی اگر این کتاب حاوی مطالب مفیدی در فروش باشد، شما به ادعای نویسنده شک می‌کنید و احتمالاً به هیچ‌کدام از حرف‌هایش اعتماد نمی‌کنید. چنین کتابی نمونه بارز یک شکست فجیع برای نویسنده است.

انتشاراتی هم که ادعای چاپ کتابهای معتبر مدیریت و بازاریابی دارد، اما صفحه اینستاگرام آن را نگاهی می‌اندازد، به این فکر می‌کنم که مدیر این صفحه نه مدیریت بلد باشد و نه از تکنیک‌های بازاریابی بهره‌برداری از آن استفاده شود، در تأثیر متفاوتی با آن کتاب وجود ندارد. .

چگونه می‌توانیم در اینستاگرام اقتدار مدیریتی داشته باشیم و این را به مخاطب هم نشان بدهیم؟ با در نظر گرفتن نکاتی که در ادامه از آن‌ها به میان می‌آید، احتمالاً این خودبه‌خود حل می‌شود.

یکی از پرتکرارترین اشتباهاتی که مدیریت های خود را در صفحه اینستاگرام خود انجام می دهند، این است که به طور مستقیم اقدام به بازاریابی و فروش می کنند. چرا که این اشتباه مربوط به انتشاراتی‌های مدیریت و در کل فعالان حوزه کتاب نیست، اما ما بر همین موارد تمرکز می‌کنیم.

شما هم احتمالاً با صفحاتی برخورد کرده اید که به جز معرفی و تبلیغ محصولات هیچ دیگری ارائه نمی دهد. شاید خوب ما که از یک انشارات توقع دیگری نداریم، وقتی کارشان چاپ و انتشار کتاب است، به جز معرفی کتاب‌هایشان کاری ندارند. فرض میگیریم که همینطور باشد و وظیفه انتشارات در اینستاگرام چیزی به جز معرفی کتابهای منتشر شده نباشد. آیا همین کار را نمی توان به شکلی انجام داد که بازدهی بیشتری در مخاطب و فروش داشته باشید؟

یکی از کتاب‌های ساده اما اثرگذار این است که غیرمستقیم معرفی و تبلیغ کنیم. چرا یک پست چند قسمتی را به اطلاعات جزئی و نه‌چندان جذاب برای مخاطب به یک کتاب اختصاصی اختصاص می‌دهم، وقتی می‌توانم با یک پرسش و توجه به یک مخاطب نیاز به حس نیاز داشته باشم، در چه کسی ممکن است آن کتاب می‌تواند برایش مفید باشد. ؟ کاری که خیلی از فروشگاه‌های آنلاین در اینستاگرام و شماره‌های انتشاراتی‌ها برایش وقت و انرژی می‌دهند.

مخاطب امروزی، حداقل در اینستاگرام، خواندن جملات یک خطی برایش بسیار ساده‌تر از مطالعه متن‌های چند پاراگرافی است. او با خواندن یک تک‌جمله‌ای مناسبِ وضعیتش بیشتر کنجکاو می‌شود که با کتابی آشنا شود، تا با خواندن خلاصه‌ای از آن کتاب و سال انتشار و نوبت چاپ آن. کافی است چند صفحه اینستاگرام انتشاراتی‌هایی که در این بستر موفق‌تر عمل کرده‌اند را مشاهده کنید تا به این نتیجه برسیم. تجربه نشان داد که مخاطب را جذب کرد در جزییات و رساندن او از این طریق به کلیات بازدهی بهتری تا برایش از کلیات گفتن. خلاصه حرفی که نباید به صفحه اینستاگرام فقط به چشم یک ویترین محصول نگاه کنید.

اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بر پایه کاربران با هم است. کاربران منتشر می‌کنند و به نحوه‌های مختلف بازخورد می‌گیرند و با هم محتوا می‌کنند. همین‌ها به‌قدری متنوع اند و می‌توانند زیاد باشند که به یک مدیر صفحه (admin) نیاز پیدا کنند. اینگونه نیست که دیگران لایک کنند، کامنت بگذارند، پیام بفرستند، صفحه ما را منشن کنند و… و ما هم یک گوشه بشینیم و بگویم: «به به». اینها خوب است و لازم هم هست، اما کافی است نه. اگر ما در صفحات دیگر به عنوان یک حساب شخصی فعالیت نمی‌کنیم (لایک نمی‌کنیم، کامنت نمی‌گذاریم و…)، در صفحه خودمان نباید در مقابل دیگران فقط نظاره‌گر شوند. نه تنها اشکالی ندارد، بلکه مخاطب این را می‌پسندد که انتشارات مورد علاقه‌اش را به کامنت‌های او دوستانه پاسخ دهد و یا به هر وسیله‌ای که این پیام را منتقل کند که ما را می‌بینیم، ما حرفت را می‌شنویم.

علاوه بر اینها، امکاناتی که برای پرسش و پاسخ و نظرسنجی در اینستاگرام وجود دارد، یک برگ برنده برای انتشارات به حساب می‌آید. از این طریق به راحتی می‌توانیم نظر مخاطبان خود را بپرسیم و از سلیقه‌ای که آنها را انتخاب کنیم. سپس هر جا که امکان دارد طبق این اطلاعات جمع آوری شده برنامه بریزیم و اقدام کنیم. حتی می‌توانیم کیفیت کار خود را از زوایای مختلف بر پایه‌ی نظر مخاطبان ارزیابی کنیم.

نگران اقتدارمان هم نباید باشیم، این کارها نه تنها تناقضی با بیان نخست صحبت‌ها، بلکه برای نشان دادن ویژگی‌های یک مدیر مقتدر امری حیاتی است. شرکت با مخاطب به صفحه ما شخصیت می‌بخشد و به برندمان معتبر است.

این اشتباه تا حدودی به همان اشتباه شماره‌ی 2 مربوط می‌شود. آن‌هایی که این اشتباه را انجام می‌دهند، معمولاً همان‌هایی هستند که صاف و پوست کنده می‌شوند و اقدام به خرید و فروش می‌کنند. فعالیت در وب سایت با فعالیت در اینستاگرام تفاوت‌های کاملاً مشخص دارد. برای مثال، اگر وب‌سایت‌مان را هفته‌ای سه بار به‌روزرسانی می‌کنیم، اینستاگرام نیاز به روزانه و حتی ساعتی دارد. یا محتوای اصلی سایت بلندتر و تاثیر آن از اینستاگرام است. همچنین آن قدری که در اینستاگرام با مخاطبان در ارتباط هستیم، در وبسایت اینگونه نیست.

اگر صفحه اینستاگرام ما هم دقیقاً همان مطالب را دارد که در سایت موجود است، و نه بیشتر، از اینستاگرام نه فایده‌ای برای ما و نه مخاطبان استفاده کنید. اگر از اینستاگرام به سایت لینک دهی بسازیم و برعکس کنیم، خیلی خوب است اما در مورد این موضوع باید صفحه ارائه و ارزش بیافریند که وب سایت ما آن را نداشته باشد. اساساً تولید محتوا برای بستری مثل اینستاگرام گرچه به محتوای سایت مربوطه است، اما فرآیند متفاوتی دارد و در نتیجه نیازمند توجه بیشتر است. همچنین، این حس را در مخاطب ایجاد می‌کند که ما برای برندسازی‌مان، آن‌چنان مهم نیستیم و ورودمان به اینستاگرام صرفاً برای رفع تکلیف بوده است. بازی را برده‌ایم که چیزی بیشتر از کتاب‌هایمان را به مخاطب عرضه کنیم.

از آن‌جایی که هر کسی با هر سطحی از دانش و اطلاعات در این شبکه‌های اجتماعی به فعالیت می‌پردازد، معمولاً می‌توان یک صفحه را مدیریت کرد، حالا در هر زمینه‌ای که هست، نباید عجیب و غریب باشد. تصور می‌کنیم که اگر می‌توانم صفحه شخصی خود را به مدیریت بهتری برسانم، صفحه انتشارات را هم با کمی همت به خرج دادن می‌توانم سرپا نگه دارم. این طرز فکر باعث می‌شود که وقت و سرمایه‌ای کافی برای این کار انجام شود و در نهایت نتیجه‌ای مطلوب هم نگیریم.

یک صفحه اینستاگرام، آن هم در حد و اندازه انتشاراتی که کتاب‌های مدیریتی منتشر می‌کند، به چیزهای دیگری نیاز دارد: برندسازی می‌خواهد، طراحی می‌خواهد، تولید محتوای می‌خواهد، می‌خواهد، محتوای مناسب می‌خواهد، مدیر صفحه می‌خواهد و… که همه اینها به زمان نیاز دارند. نیازدارند و هم به سرمایه. کم‌مجموعه انتشاراتی‌هایی که از صفحه‌ی اینستاگرامشان به وضوح می‌توان فهمید که نه برای این کار زمان صرف کرده‌اند و نه از جیبشان مایه گذاشته‌اند.

اگر برای صفحه اینستاگرام هم مانند تمام کارهایمان برنامه ریزی کنیم، باید به خرج پرداخت و بودجه مناسب در نظر بگیریم.

مواردی که در بخش چهارم این مقاله اشاره می‌کنند، می‌شود که انتشاراتی‌ها با صفحه اینستاگرام مثل وب‌سایت رفتار می‌کنند و اصلاً رفتار اصلاحی ندارند. این تخت الگوریتم‌های خودش را دارد و فعالیت‌هایی در آن مخصوص خودش دارد. اینستاگرام قوانینِ نوشته و گاه نانوشته‌ای دارد که برای فعالیت در آن باید از آنها پیروی کرد. در این راستا مطالب فراوان نوشته‌ها و راه‌های پیشنهادی داده‌اند که با جستجوی می‌توانیم خلاصه‌ترین‌هایشان را پیدا کنیم. در ادامه فقط به چند مورد اشاره می‌کنیم که غفلت از آنها در اینستاگرامِ انتشارات مدیریت به چشم می‌آید.

برای حفظ مخاطبات با صفحه باید پیوسته و مستمر فعالیت داشته باشیم. اگر چه تعداد پست و استوری در هفته باید به مخاطب ارائه شود، می‌توان با توجه به شرایط متفاوت، اما حداقل‌ها و استانداردهایی داشت. در این زمینه می‌توانیم از تجربیات دیگران استفاده کنیم که دور از دسترس هم نیست.

تولید صفحه ما باید هدفمند باشد و مطابق با ضوابط و قالب‌های اینستاگرام باشد. چرخ‌دنده‌ی اصلی اینستاگرام حول تصویری می‌چرخد. مخاطب قبل از اینکه بخواند، نگاه می‌کند. اگر این نکته را در نظر نگیریم، کارمان در این تخت بیش از اندازه سخت خواهد شد. درست است که ما از نظر مفهوم باید مناسب باشد، اما جذابیت بصری همیشه اولویت دارد.

همانقدر که برای پست‌ها زمان می‌گذاریم، به استوری‌ها هم باید توجه کنیم. افرادی از مشهورترین انتشارات (حتی در همین حوزه‌ای مدیریت) هستند که در اینستاگرام فقط به پست بسنده می‌کنند و برای استوری زمان نمی‌گذارند. در حالی که بخش بزرگی از فعالیت‌ها در این تخت در همین قسمت انجام می‌شود.

اشتباهاتی که به آنها اشاره می‌کنند، همانقدر که از آن‌ها می‌توان برندسازی کرد و در نتیجه فروش ما کمک کرد، گرفتار شد تا بتواند اثری معکوس داشته باشد. ارزش یک انتشارات در بین مردم به اعتبار آن است. به عنوان یک انتشارات، وارد هر فضایی که می‌شویم جلوه‌ای از هویت برندمان است. هر فعالیتی که با نام انتشارات می‌دهیم، می‌تواند برای برندسازی کند، یا برندسوزی باشد. پس منطقی است که برای فعالیت در اینستاگرام به اندازه‌ای است که برای فعالیت‌های دیگر برنامه‌ریزی می‌کند، به خرجیم و آن امری پیش‌پاافتاده نبینیم دقت کنید. در این بستر هم باید برندمان را جز به جز طراحی و مرحله به مرحله بسازیم.

با جلوگیری از همین چند اشتباه، مدیری مقتدر برای صفحه‌ی اینستاگرام انتشارات خود باشیم.