گاهی اوقات در میان بازاریاب ها افراد جود دارند که فکر می کنند با تغییر شکل آمار و ارقام می توانند اوضاع را بهتر کنند. این افراد ناموفق شناسایی می شوند و در نهایت اخراج خواهند شد، اما فراموش نکنید که هزینه های زیادی را نیز به شرکتی که در آن فعالیت می کنند، تحمیل می کنند. شرکت های دیگری نیز دارند که از امتحان کردن چیزهای جدید و تغییرات تغییر و تحول در کسب و کارشان واهمه دارند. اینگونه از شرکت ها در نهایت با رقیبانی روبرو می شوند که نه تنها از آنها پیشی می گیرند، بلکه به طور کلی آنها را نابود می کنند.

استراتژی های مارک، دقیقا همان چیزی است که یک کسب و کار را بزرگ می کند و یا اینکه آن را از بین می برد. در ادامه با ۷ اشتباه در آشنا می شوید که می توانید کسب کنید و کارها را انجام دهید:

چشم انداز همیشه تبدیل شود و تغییر می کند. بخشی از وظیفه یک بازاریاب خوب این است که از جدیدترین گرایشات بازار صنعت حوزه فعالیت خود آگاه شود. این احتمال وجود دارد که روی دانش و اطلاعات فعلی و نادیده گرفتن مطالعات جدید انجام شده و ابزارهای به روز، آسان تر باشد. با این حال نباید فراموش کنید که این دستور شما را به موفقیت نمی رساند. به بیان ساده تر، بخشی از وظیفه شما به عنوان یک بازاریاب این است که نوآورانه عمل کنید.

اولین گام این است که برای مثال، هر فصل سال را با تحلیل های جدید مربوط به رقیبان آغاز کنید. رقیبان شما دقیقا چه کارهایی را با موفقیت انجام می دهید که شما از آنها بی بهره اید؟ آیا رقیبان شما از برنامه بازاریابی با کیفیت تر استفاده می کنید؟ آیا تبلیغات در گوگل، چیزی است که آنها را به موفقیت برساند؟ رقیبان خود را به درستی بشناسید و از کانال های پر بازده آنها به نفع خودتان استفاده کنید.


در مرحله ی بعد، با فروشنده های خود صحبت کنید. پیشنهاد می‌کنم که دو بار در سال را برای جلسات اختصاصی اختصاص دهید. همه فروشنده های فعلی و کسانی که می توانند برای شما به فروش برسند، دعوت کرده اند و از آنها می خواهند که در ۳۰ دقیقه، تازه های روز را به اطلاع شما برسانند. علاوه بر این، جلساتی را نیز با همکاران بازاریاب خود، ترتیب دهید؛ فرقی نمی‌کند که در چه زمینه‌ای آنها را می‌سازند، می‌توانند در جلسات شرکت کنند.

تحقیق را نیز فراموش نکنید. از وب سایت های بازاریابی دیدن کنید و از این کار، یک عادت برای خود بسازید. با تحقیق کردن می‌توان از اطلاعاتی که ارائه می‌دهد، بشود.

در طول این پروسه ها، لیست بزرگی از ایده ها را به دست می آورد. هر سال باید بخشی از بودجه خود را برای امتحان کردن برخی از ایده‌های پیشنهادی ارائه شده اختصاص دهید.

ترفند خوب برای رشد می توانید کسب کنید و کار شما را به یک راحتی، به مرحله ی بعدی رشد کنید. به بیان ساده تر، ترفندهای رشد در واقع روش های استفاده از فناوری و ابزارها برای ایجاد نام تجاری هستند. اگر یک استراتژی خوب به درستی انجام شود، می توان کسب کرد و کار شما را از یک استارتاپ سردرگم به یک نام بزرگ تجاری می توانید انجام دهید. اما متاسفانه، بسیاری از بازاریاب‌ها حتی حاضر به امتحان کردن این روش هستند.

برخی از این مشکل را با زمان و خلاقیت توجیه می کنند. احتمالاً با خود فکر می کنم که آنقدر سرتان شلوغ است که نمی توانید به تحلیل های نگاهی بیاندازید، به کانال های بازاریابی نگاه کنید و جستجوی کمپین های خود را ارزیابی کنید. و یا اینکه برای خلق روش های خلاقانه در استفاده از فناوری به منظور بهبود پروسه های طراحی، زمانی که کافی نیستید.

حتما برای این کارها، زمان کافی را اختصاص دهید. در اتاق خود را ببندید، کامیپوتر را کنار بگذارید و به راه هایتان فکر کنید که از طریق آن می توانید به مردمی که در بازار هدف شما هستند، دسترسی داشته باشید. اگر این روش برای شما کارآمد نیست، یک جلسه جریان مغزی را با هوشمندترین کارمندان خود انجام دهید. این احتمال وجود دارد که آنها ایده‌هایی را مطرح کنند و یا اینکه گره‌ها را از کار شما باز کنند.

باید بگویم که به زمان و پول نیاز دارد. بنابراین، اگر می‌توانید از هر دو عامل پول و زمان را سرمایه‌گذاری کنید.

برای مثال، بهینه سازی موتور جستجو یا سئو، زمان بر است. جستجوهای شما در زمینه بهبود باید حداقل ۶ ماه ادامه داشته باشید تا بتوانید نتایج آن را مشاهده کنید. تعداد زیادی از کمپین‌های بازاریابی، شرکت‌ها، کسب‌وکارها و کارها و غیره، در حال جستجوند تا نتایج خوبی را در گوگل به دستاورند انجام دهند، بنابراین نمی‌توانید با یک حرکت ساده، نتیجه‌ی اول گوگل باشید. پس از ارزیابی وضعیت موجود، روزها به بررسی استراتژی های مختلف می پردازند تا گزینه ای مورد نظر خود را پیدا کنید.

فرقی نمی کند که در چه حوزه ای فعالیت می کنید، قبل از نهایی شدن یک اقدام، باید درستی را از چهارچوب زمانی که آنها داشته باشید.

جان لینکون، سیستم Ignite Visibility از تجربیات خود در این زمینه می گوید: «یکی از ارباب رجوع ما در سال جاری، نسبت به سال های گذشته، یک میلویون دلار سود بیشتر را به دست آورد. او سه سال است که از مشتری های سئوی ماست و هر سال، ما برای او سودآوری داشته ام. ما در شش ماه اول همکاری خود، تعداد زیادی را برای پاکسازی و ترمیم وب سایت او صرف کرده است. اگر او در آن شش ماه که هیچ سودی را به دست نیاورده بود، برنامه ی خود را کنسل می کرد، بدون شک، تا به حال نمی تواند به چنین ثروتی دست پیدا کند. او می دانست که این برنامه ها زمان بر هستند و در حال حاضر، از مزایای آن بهره مند می شوند.»


همه ی ما هدف قدرت متقاعد سازی قرار می گیریم. برخی دیگر از دیگران تأثیر پذیرنده از دیگران هستند، که در دام ترفندها به اصطلاح زیرکانه ی نمایندگی های فروش قرار می گیرند. در تصمیم گیری های تصمیم گیری از تحلیل های خود استفاده کنید و از فرصت های دور استفاده کنید. تنها یک جستجوی ساده در گوگل می تواند اطلاعات جامعی را در مورد بیشترین خدماتی که ارائه می دهد، در اختیار شما قرار دهد. بررسی های به عمل آمده، به ویژه بررسی های بد را ارزیابی کنید. تنها به اسناد اجتماعی که در وب سایت شرکت دارید، اکتفا نکنید. در عوض، تلاش تا اسناد اجتماعی را با استفاده از تماس با افرادی که آنها را فراهم کرده اند، استفاده کنید. به دنبال آمار تثبیت شده باشید این آمار به شما نشان می دهد که چگونه این خدمات می تواند برای سازمان شما مفید باشد. در نهایت، عملکرد رقیبان را نیز درباره خدماتی که مد نظر قرار داده اید، در نظر گرفته شده و همین پروژه ی بررسی را بار دیگر تکرار کنید. این احتمال وجود دارد که توصیه ای دارد که توسط نمایندگان فروش به شما ارائه می شود، دقیقاً یک شرکت دیگر با یک شهرت بهتر، آن را اعمال می کند.

در هر صورت، باید عملکرد فروشنده های خود را تحت نظر داشته باشید.

فراموش نکنید که همه مسائل را در کنار هم در نظر بگیرید؛ نه اینکه تنها به بررسی مواردی بپردازید که مطابق میل شما پیشرفته است. واعق بین باشید، برخی از ایده های شما کارآمد بود. گاهی اوقات، کمپینی که فکر می‌کنی می‌توانی را در نظر بگیری، می‌توانی را به مرحله‌ای بعد ارتقا دهد، با شکست می‌تواند.

سعی کنید بدون تعصب و کاملاً بی طرفانه به ارزیابی تحلیل ها بپردازید. اگر آمارها از عدم موفقیت برنامه ها خبر می دهند، روند آن را ادامه دهید. برای مثال، اگر بر روی یک آگهی اینترنتی، 20 میلیون تومان هزینه پرداخت شود، از آن زمان دریافت نمی‌شود، پس از آن همه برسانید که این حرکت موفقیت آمیز نبوده و باید از آن عبور کند.

به بیان دیگر، اخبار بد را نیز با آغوش باز پذیرا باشید و سعی کنید که شرایط را خوب جلوه دهید. واقع بین بودن به شما کمک می کند که منابع خود را بار دیگر و به درستی استفاده کنید تا دراز مدت، شاهد سودآوری آن باشید.

شما باید یک برنامه را طراحی کنید و مطمئن شوید که همه جوانب آن را ارزیابی کنید. شما می توانید با یک جستجوی ساده در گوگل، انواع مختلف قالب ها را پیدا کنید؛ اما برخی از بهترین موارد در ادامه جمع آوری شده اند:

  • برنامه شما باید از یک چهارچوب زمانی و تقویم رویدادها باشد. چرا؟ به این دلیل که با این کار، انتظارات بیهوده را کنار گذاشته و درک کنید که این برنامه، نتایج فوری به همراه نخواهد داشت. در عوض روی هدف نهایی می مانید. شما باید مدیران اجرایی را قانع کنید که این برنامه به زمان نیاز دارد.
  • شما باید همه ابتکارات را تقسیم بندی کنید. روی مسئله ی بازگشت سرمایه گذاری کنید و میزان رشد آن در آینده را نشان دهید. بهتر است که سه حالت بد، متوسط ​​و خوب را برای آن در نظر بگیرید.
  • یک طرح احتمالی را نیز در نظر بگیرید. گاهی اوقات، حتی بهترین ایده ها هم منحرف می شوند. یک شرایط پیش بینی نشده می تواند شما را از بین ببرد. بنابراین برنامه یک پشتیبان را نیز در اختیار داشته باشید تا در صورت نیاز، آن را اعمال کنید.

اگر طرح مشخصی را طراحی و انتظارات معقول را برای آن در نظر نگیرید، ممکن است که شرایط شغلی خود را به خطر بیاندازد و از آن بدتر، کسب و کار خود را آماده کرده اید. علاوه بر این، استراتژی های لازم برای برداشتن قدم های بعدی و دسترسی به مراحل بالاتر را نیز در اختیار می گذارد.


در آغاز تمامی بازاریاب ها باید از آیتم های زیر مشخص باشند:

  • ارزش مشتری شما به طور متوسط ​​چقدر است؟
  • طول عمر مشتری چقدر است؟
  • سود عایدی از هر مشتری چقدر است؟
  • هزینه ی هدف شما برای دستیابی به مشتری جدید چقدر است؟ راه گریز شما چیست؟
  • فصل های پر درآمد و کم درآمد کدام ها هستند؟
  • چه علمی را برای رشد در نظر دارید؟
  • بودجه ی شما چقدر است؟ این بودجه تا میزان پذیرش است؟
  • وجه تمایز مشتری خوب از بد چیست؟
  • کانال های مارک شما کدام ها هستند؟ هزینه ای که از هر کانال تحمیل می شود و هر کدام از آنها چقدر است؟

قبل از این که می توانید یک استراتژی مناسب برای یک نام تجاری را انتخاب کنید، باید از مدل مرکزی کسب و کار استفاده کنید. منظور از این امر، آمار و پیچیدگی های خاص و کار است. در غیر این صورت نمی توان یک تصمیم هوشمندانه را برای کانال های بازاریابی منتخب خود استفاده کرد.

قبل از اینکه فکر کنید حتی روی کاغذ وارد می شوید، باید درستی از این آیتم های موجود داشته باشید. علاوه بر این، بهتر است که اطلاعات مارکت، مثل شخصیت کسب و کار خود را نیز بشناسید. ارزش آن چقدر است؟ مدیران اصلی شما چه کسانی هستند؟ وجوه تمایز شما و رقیبانتان چیست؟ پیشنهاد فروش منحصر به فرد شما چیست؟

را با این اطلاعات اینترنتی و شما برای شما انتخاب کنید که با مدل کسب و کار همخوانی داشته باشید. بدین ترتیب می توانید پتانسیل خلاقانه و درآمد را افزایش دهید. بسیاری از کسب و کارها درستی از این آمارها ندارند. بدون شناخت کافی از این آمارها، نمی توان به درستی این آمارها را تعیین کرد.

انجام دادن هر کدام از این اشباهات بسیار آسان است، به راحتی می توان در دام آنها گرفت. اما خبر خوب این است که می توانید مرتکب این اشتباهات نشوید. با برنامه ریزی مناسب، علت یابی و ارائه راه حل های خلاقانه، می توانید مسیر کمپین های خود را بدون هیچ گونه خطا، سپری کنید. به یاد داشته باشید که از آخرین گرایش های بازار مشخص باشید، آمار را به درستی درک کنید، برنامه ریزی کنید و با خودتان صادق باشید.