این روزها تو ایران عجیب صحبت از چابکیه ولی با یه سری تعاریف عجیب و غریب. تعاریفی مثل اینکه تا نصفه شب باید بمونی و کار کنی، یا اینکه بشینی با بقیه تیم مثلا آجیل بندی کنی برای کمپین شب یلدا و مواردی از این دست. این متن رو نوشتم برای همه اونایی که دوست دارن چابک باشن و به همکاراشون کمک کنن اما در تکمیل کار خودشون مشکل هستن. اونایی که دوست دارن به همه کمک کنن و یه جورایی نقش مربی، پشتیبان و یا آچار فرانسه رو تو تیم کاری خودشون ایفا کنن.

آچار فرانسه
آچار فرانسه

در کل این خیلی حس بدیه که به دلیل عدم موفقیت در انجام کار خودتون یا کاری که مدیر مستقیمتون بهتون ارجاع داده سرزنش قرار میگیره، اما اگر به این دلیل که نتونستید کار خودتون رو انجام بدید اینطوری میشه که به هم تیمی هاتون کمک کنید. اون هاشون رو به خوبی انجام بدن بهتون این نوید رو میدم که آینده از اون شماست.

یه سوال؟؟
اگر به هم تیمی هامون در انجام رسوندن کمک به کار خوبیه، پس چجوری باید از عملکرد خودمون دفاع کرد؟

با توجه به تجربیات شخصی خودم و ادبیات پژوهش در زمینه توسعه بنگاه های اقتصادی، لزوم حرکت از نظام سنتی و بروکراتیک به سمت نظام های چابک و تخت بیش از پیش احساس می‌شه. اما این همه ماجرا نیست. بنگاه های اقتصادی برای حرکت به سمت چابکی در عملکرد و فرآیندهای خودشون می‌بایست ابتدا تصمیم خودشون رو بگیرن که ما میخوایم ادای چابکی رو دربیاریم یا واقعا میخوایم چابکی باشیم!!!

چابکی را گسترش دهد
چابکی را گسترش دهد

ادای چابکی رو درآوردن اینجوریه که کارهای زیادتری رو برای تیم بتراشیم و سعی کنیم با فشار گذاشتن برم ازشون خروجی مطلوب خودمون رو بگیریم. مسلما این روش بعد از یه مدت کوتاه نتایج منفی خودش رو نشون میده که استعفای مفید در شرکت از عواقب احتمالیه اونه.

ابتدا عرض کنم که چابک بودن یک صفت می‌شود که مانند یک محصول از 1 تا 100 درصد میتونه تغییر کند. این چابکی اگر در فرهنگ سازمانی شرکتمون پرورش پیدا کند، بعد از مدت زمان کوتاهی نتایج درخشانی را نشان می دهد.

با توجه به تغییرات سریع تغییرات اقتصادی، تغییرات بازار، بالا و پایین شاخص ها و همینطور تغییرات قیمت ها دیگر نمیشه مثل قبل و با تفکر غیر چابک پروژه ها و تیم های فعال رو مدیریت کرد پس حرکت به سمت چابکی امروز برای همه بنگاه های اقتصادی یک ضرورت.

تفکر و مدیریت پروژه به روش چابک (AGILE) برای اولین بار در پروژه های نرم افزاری معرفی شد. در پروژه های نرم افزاری، تیم کاری با توجه به رقابت بالا و تغییرات سریع و نیاز سنجی روزانه مخاطبان و کاربران و توسعه موضوعات کسب و کار و تاثیر مستقیم بر روی تغییرات در نرم افزار، باید کیفیت خدمات با سرعت و دقت را برای شما انجام دهد. رضایت مشتری در یک بازه زمانی کوتاه ارائه می دهد. این خدمات گسترده را شامل می‌شود که می‌توان به واحدهای فروش، تأمین و پشتیبانی، کدنویسی و طراحی، طراحی تولید و توزیع محتوا و بخش‌های کسب و کاری اشاره کرد. دقیقاً پروژه های غیرنرم افزاری (مانند پروژه های صنایع سنگین پتروشیمی، نفت و گاز و معادن) که دوره برنامه ریزی و اجرا برای آن شاید بیش از یک دهه باشد (یعنی زمان مصرف شده از کارهای تحقیقاتی تا پروژه) .

  • افراد و چندین روش از فرآیندها و ابزارها ازرشمندند،
  • کار بر روی نرم افزار بیش از مستندسازی ارزشمند است،
  • همکاری مشتری بیش از قرارداد در مورد قرارداد است،
  • پاسخ به تغییر بیش از پیروی از یک برنامه ارزشمند است.

هر پروژه ای که به روش چابک مدیریت می شود دارای پنج جزء کلیدی است. این اجزاء در قسمت‌های مختلف پروژه‌های بررسی و به‌کار گرفته می‌شوند که در ادامه با آنها آشنا می‌شوند:

به زبان ساده، داستان کاربر سطح بالایی از درخواست کار است که شامل اطلاعات کافی برای این است که تیم نیاز به جستجو برای انجام درخواست دارد، ارائه می دهد. این توضیح کوتاه و ساده از دیدگاه کاربر نوشته شده است و بر تشریح خواسته‌های مشتری شما (اهدافشان) و دلیل آن است.

نکات نگارشی یک داستان کاربر
نکات نگارشی یک داستان کاربر

Sprint در لغت به معنی «دوی سرعت» است؛ اما در مدیریت چابک، اسپرینت یک تکرار کوتاه از کار است که معمولاً بین یک تا سه هفته است، در زمانی که تیم‌ها روی وظایف تعیین شده در جلسه برنامه‌ریزی اسپرینت کار می‌کنند، تکمیل می‌شوند. ایده این است که هم‌زمان با پروژه پیش‌روی، این اسپرینت‌ها را به طور مداوم تکرار کنید تا محصول شما آماده شود. پس از اتمام هر اسپرینت، شما محصول را مرور می‌کنید تا ببینید چه چیزهایی کار می‌کنند و چه چیزهایی انجام نمی‌دهند، برنامه نیاز به انجام می‌دهد و دوباره یک اسپرینت را برای بهبود محصول یا خدمات خود شروع کنید.

جلسات استندآپ روزانه که مدت آن معمولاً 10 دقیقه است و به آن «جلسات روزانه اسکرام» نیز می‌گویند، یک روش عالی برای اطمینان از این است که همه موضوعات مربوط به پروژه هستند و در مسیر درستی هستند. این امر عادی «به این دلیل با عنوانندآپ» می‌شود که شرکت‌ها باید در آن بایستند و کمک کنند که جلسات کوتاه و با پرداختن به موضوع هدف اصلی، برگزار می‌شوند.

جلسات ده دقیقه ای استندآپ
جلسات ده دقیقه ای استندآپ

استفاده از یک تخته چابک به تیم شما کمک می کند که پروژه را دنبال کنند. این تخته می‌تواند یک تخته سفید ساده با یادداشت‌های روی آن باشد و یا عملکردی در نرم‌افزار مدیریت پروژه شما.

تخته چابک
تخته چابک

بک لاگ لیستی از تمام کارهایی است که باید انجام شود. این لیست می‌تواند در ارائه‌های تولیدی باشد یا به صورت جامع باشد که این موضوع به تبحر مدیر محصول شما در مدیریت آن می‌رسد. بک لاگ ها پس از طبقه بندی موضوع و برا اساس اولویت آن ها در داستان تبدیل کاربر به وظایف انجام می شود و این وظیفه به عهده می گیرد که ارجاع داده شود. مدیریت بک لاگ ها برای مدیران پروژه در یک محیط چابک نقش حیاتی دارد.

از بک لاگ تا تسک
از بک لاگ تا تسک

سازمان چابك سخت كسب و كار با سرعت، سازگار و آگاهانه است كه قابليت سازگاري سريع در واكنش به تحولات و وقايع غيرمنتظره پيش‌بيني نشده، فرصت‌هاي بازار و نيازمندي‌هاي مشتري را دارد. در چنین كسب و كاری فرایندها و ساختارهایی یافت می‌شود كه سرعت، انطباق و استحكام را تسهیل كرده دارای سازمان هماهنگ و منظمی است كه توانایی نیل به عملكرد رقابتی در محیط تجاری كاملا پویا و غیرقابل پیش‌بینی را دارد و البته این محیط با كاركردهای كنونی سازمان بی‌تناسب نیست

تولید چابک جهت بقا و پیشرفت در رقابتی محیطی (که در آن دایمی و پیش‌بینی نشده است) این تعریف، تولید چابک شامل پذیرش سیستم مکانیکی در تولید محصول و مفهومی مانند: توانمندسازی، روابط نزدیک بین تولیدکننده و تامین کننده، کیفیت و مهندسی مجدد شرکت هاست.


سخن پایانی این که در شرکت های چابکی مانند ماکروسافت و اپل و … که در زمینه فرهنگ سازمانی چابک به بلوغ رسیده اند طبق بررسی های من از هیچ خودی برای چابک سازی استفاده نمی کنند زیرا چابک بودن و تفکر چابک در فرهنگ سازمانی. آن ها به درستی جا گرفته است.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!