روز خبرنگار را به همه خبرنگاران، روزنامه نگاران، دست اندرکاران، فعالان و همکاران حوزه رسانه تبریک میگویم.

خبرنگاری رشته های دقیق، حساس، پویا و شغلی پر از سختی های ریزودرشت است. از هیاهو و سکوت، از بایدها و نبایدها، برای خطوط قرمز و سبز و سیاه و بنفش و سفید و خطوط ناپیدا، از دردها و رنجهای فروخته شده و خشمها و بغضها در گلو مانده است. پر از نوشته‌های منتظر و نانوشته‌های در پستوی ذهن مانده.

پدرام باقرنژاد روزنامه نگار
پدرام باقرنژاد روزنامه نگار

خبرنگاری راه ادامه ادامه و طاقتفرسا در جاده های پر از پستی و بلندی است؛ راه رفتنی در مسیرهای جدید، بی‌تکرار و بیپایان؛ بدون امکان و فرصت طولانی و استراحت و ایستادن؛ حرکتی مداوم و مستمر در جاده‌هایی به‌نظر می‌رسد و در کنار این جاده‌های پیچ‌وخم دره‌ها، کوه‌ها و پرتگاه‌ها طبیعی وجود دارد. موانعی که از آن عبور می کنند برای آنهایی میسر است که هوشیارند و باتجربه می کنند. اشتباه در این مسیر به تحمیل و تحمل بهای سنگینی ختم خواهد شد. چنین است که خبرنگاران و فعالان رسانه‌ها، با عشق و علاقه و پذیرش این کار سخت، پا به عرصه رسانه می‌گذارند.

خبرنگار نه‌تنها باید گوش شنوا، نگاه تیزبین، ذهن هوشیار و تحلیلگر و کلام و قلم شیوا داشته باشد، بلکه باید نقش رکن چهارم دموکراسی، یعنی «رسانه‌رده» را نیز بر گُل خود حمل کند.

در حقیقت ناظر بر این رسانه، خبرنگاران سفیران‌ها و نماینده رسمی افکار عمومی و منعکس‌کننده و بازتاب‌دهنده مردم و خواسته‌های آنها هستند. بنابراین با تکیه بر این امکان و مسئولیت، باید مقتدر و استوار، قادر به پاسخگو کردن جریان‌های قدرت، دولت و حاکمیت در مقابل ملت باشند.

روزنامه‌ها، روزنامه‌ها و فعالان رسانه‌های مختلف با ابزارها و فضاهای متنوع بازی‌ها و جستجو می‌کنند به‌موقع و در سریع‌ترین زمان، اخبار وقایع و تحولات جاری را با دقت و اطمینان در اختیار افکار عمومی قرار دهندگان و با بهره‌گیری از نظرات صاحبنظران و متخصصان، طیف‌های مختلف. موضوعات را بشکافند و بفهمند و بفهمند که چه بهتر و چه موضوعاتی را از نظر مخاطبان باید درک کنیم. شاید سخت‌ترین کارها باشد که مردم مشکلات و مشکلات بی‌پایان و ریزودرشت را ببینند و به‌عنوان خبرنگار ناچار باشی در انعکاس دردها و مصائب، هم رسالت خود را به بهترین وجه انجام دهند و چه خودسانسوری حذر کنی و هم با مراقبت و دقت قلم بزنی و ساکت. ، بیتفاوت و منفعل نمانی.

چگونه می توانم از فقر نوشتم، اما از بانیانش نگفتم؟ چگونه می‌توانم فساد را نوشت و مفسدان را نادیده گرفت؟ قنه ماتوان قنه اِزتهاد و اِعتهاد و دردهادیههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه پس پسننننهنهتهتهتتهتتهتتههههههههههیهته نمهههیهر سربهنهرهرهرهرررررررررررررردررررردردر نش تورب تو ب تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو س تو تو تو س س س س س س س س س تو ادامه چگونه از خط فقر، بیکاری، من فرارها، نابودی منابع طبیعی و ذخایر ملی، اشتباهات پرتکرار ریزودرشت مدیران گفت و به سوءمدیریت مدعیان پرگوی بیمحتوا اشاره نکرد. چگونه می‌توان درد را دید و بیماری را تشخیص داد، اما نام بیماری را نگفت. چگونه می توانم سفره های خالی و دیدگان غمزده کارگر و کارمند شاغل و بازنشسته را برای تامین معیشت ببینم و هیچ نگفتم.

گاهی اوقات نقد را دوست ندارند؛ حتی اگر بر انصاف و عدالت باشد. گاهی هیچ کس سعی نمی‌کند نقد را بشنود و مشکل را حل کند، راه ساده پاک‌کردن صورت‌مسله است.

پرواضح است که آنچه گفته شده گوشه‌ای از سختی‌ها و مسئولیت‌های خبرنگاران است و در این بین نه‌تنها قوانین و نانوشته‌های بسیاری نوشته‌ها را برای خبرنگاران و رسانه‌ها ایجاد می‌کنند، اما تحلیل‌ها و تفسیرهای گوناگون از قوانین، گاهی اوقات روح این فعالیت‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهند. لبه تیغ قرار می دهد. خبرنگاران هم مانند هر انسان و شهروند دیگری، زندگی، به حقوق و مزایای کافی، امنیت، شغلی و اجتماعی، امنیت شغلی، بیمه خدمات درمانی و تامین دوران بازنشستگی، آسایش متعارف، سقف بالای سر، تغذیه مناسب، امکان اداره. خود و خانواده و همه آنچه که سایر جامعه برای داشتن یک زندگی مستعد نیازمند آن هستند، نیاز دارند، این در حالی است که گاهی اوقات بی‌توجهی و بی‌مهری دولت‌ها و شرایط روز است، رسانه‌ها در وضعیتی قرار می‌گیرند که قادر به حمایت از خبرنگاران هستند، آنطور که شایسته است. و منطبق با سختی این حرفه است و هر روز سخت‌تر شدن وضعیت داریم.

تنگ‌تر شدن حلقه‌های خودی‌ها و اختصاص منابع مالی و فرصت‌های اقتصادی مکمل بیشتر به آن‌ها، بسیاری از رسانه‌های مستقل را در فشارهای بیشتر برای تامین منابع خبرنگاران و تیم رسانه‌ایشان قرار می‌دهند.

با این حال برای ماندن و ماندن در این مسیر و رسیدن به روزی است که هر خبرنگاری بدون دغدغه‌ها با آرامش فعالیت‌های تخصصی را دنبال کند، باید سختی‌ها و ناملایمات روزافزون حرفه‌ای را به شوخی گرفت و از آن عبور کرد. باید تحمل داشت و آستانه درد را افزایش داد. این تحمل‌ها بسیار سخت است و شاید بیشتر شبیه شعار باشد، اما شاید تنها راه همین تلاش و تحمل بیشتر باشد.

معتقدم روزی که خیلی دور نمی‌خواست همه در هوایی پاک، طلوع خورشید را نظاره‌گر ببیند و به پرواز آزادانه پرنده‌ها در آسمان آبی می‌نگریم. افق را پاکیزه می‌بینیم و خاطرات تلخ را فراموش می‌کنیم و از تجربیات خوش زندگی می‌گوییم. قلم‌هایتان مستدام و قدم‌هایتان استوار باد. روزهای سخت و شب های ظلمات پایان پذیر است؛ صبح‌های بهتر در راه است، نور را دید.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!