تحقیقات جدید نشان می‌دهد که روش‌های ابداع شده با هوش مصنوعی (AI) برای توزیع ثروت محبوب‌تر از سیستم‌های طراحی‌شده توسط افراد است. این یافته‌ها توسط تیمی بریتانیا از متخصصان متخصص مصنوعی مستقر در دیپمایند انجام شده است، نشان می‌دهد که سیستم‌های ماشینی نه‌تنها در حل مسائل پیچیده‌ای فیزیکی و زیست‌شناسی دارای عملکرد بسیار خوبی هستند، اما می‌توان آن‌ها را بهتر و بهتر انجام داد و به‌این‌ترتیب به‌عنوان بازتر و قابل‌توجه بود. تنظیم‌تر نیز کمک کنند. مفهومی داشتن یک جامعه‌ی عادلانه و سعادتمند.

مقاله مرتبط:

کار فوق العاده بههیچروی کارآسانی نیست. ساختن ماشینی که نتایج مفیدی دارد و واقعاً باب میل انسان‌ها ارائه می‌دهد. در تحقیقات مصنوعی از این همسانی و باب میل با تعبیر «همسویی ارزش» یاد می‌کنند.

شاید پیچیدگی حاکم بر بهترین شرایط را می‌توان انجام داد که به یاد آوریم افراد مختلف بر سر روش برای حل همه چیز، به‌ویژه مسائل اجتماعی، و سیاسی با همدیگر اختلاف دارند. گروهی از پژوهشگران در مقاله‌ای به سرپرستی می‌رسند رافائل کوستر، نویسنده اول و دانشمند بخش پژوهشی شرکت دیپمایند توضیح می دهد:

یک مانع کلیدی واقع بر سر راه همسویی ارزش این است که دیدگاه‌های جامعه‌ی بشری را می‌پذیرند. و این موضوع باعث می‌شود تا هوش مصنوعی در انتخاب بایستی از اولویت‌های کدام گروه پیروی، سردرگمی شود.

به‌عنوان به‌عنوان مثال، علوم سیاسی و اقتصاددانان برای اینکه چه مکانیزم‌هایی در جوامع ما را عادلانه‌تر یا کارآمدتر عمل می‌کنند، اختلاف می‌کنند.

مبلغ برای کمک به پر کردن شکاف حاکم، عاملی برای ایجاد ثروت ایجاد کردند. این عوامل، افراد (اعم از واقعی و مجازی) را در داده‌های آموزشی خود برای هوش مصنوعی ساخته بود. به‌تعبیر ساده‌تر، عامل دخیل‌شده در این پژوهش، هوش مصنوعی را به نتایج حاصل از انسان (و با فرضی کلی، عادلانه‌تر) سوق می‌داد.

همه ما می‌دانیم که می‌توانیم واقعاً شگفت‌انگیز درزمینه‌های مختلف به دست آوردند. اما از سویی زمانی که هوش مصنوعی به حال خود رها شود، این امکان وجود خواهد داشت که نتایج اجتماعی دور از حد و کیفیت مطلوب انسان برسند. باز انسان در چنین مواردی می‌تواند به هدایت شبکه‌های عصبی در جهت بهتر کمک کند. معلم مینویسند:

در تحقیقات هوش مصنوعی، درک روزافزونی درباره اینکه ما برای ساختن سیستم‌های سازگار با انسان، به روش‌های تحقیقاتی نیاز داریم در حال شکل گرفتن است. روش‌هایی که در آن انسان‌ها و عوامل دخیل نبودند. همچنین تلاش برای ارزش‌های انسانی به‌طور مستقیم از انسان‌ها به‌منظور ساختن هوش مصنوعی همسو با ارزش‌های انسانی در حال انجام است.

در طی آزمایش‌هایی که در مجموع دربردارنده‌ی هزاران شرکت‌کننده‌ی انسانی، عامل هوش مصنوعی پیشنهادی از سوی تیم پژوهشی که به نام «هوش مصنوعی دموکراتیک» از آن یاد می‌شود، یک فعالیت تمرینی سرمایه‌گذاری شده است. بازی کالاهای عمومی را مورد بررسی قرار داد. در این بازی، بازیکنان متفاوتی پول عمومی دریافت می‌کنند و می‌توانند پول خود را به یک صندوق بازپرداخت کنند و سپس بازدهی بالاتر با سطح سرمایه‌گذاری خود از درآمد دریافت کنند.

در شماری از سبک‌های مختلف بازی، ثروت ازطریق سه پارادایم یا نمونه‌های عالی بازتوزیع سنتی بین بازیکنان پخش می‌شود و هر کدام از آن‌ها به طور متفاوتی به سرمایه‌گذاری شرکت‌کنندگان در بازی‌های برتر می‌دادند:

  • برابری‌گرای سختگیرانه و مشخص
  • لیبرتارین (وابسته به مشی اختیارگرایی)
  • برابری گرای از نوع لیبرال

روش چهارم هم به نام مکانیسم توزیع مجدد انسان‌محور (HCRM) آزمایش شد. این روش با استفاده از مفیدی مفید و با کمک گرفتن از بازخوردهای افراد از افراد انسانی و عوامل مجازی طراحی شده برای تقلید از رفتار انسان، توسعه یافته است.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که سیستم HCRM برای بازپرداخت پول یا دریافت سود سرمایه‌گذاری در بین بازیکنان محبوب از استانداردهای تهیه مجدد سنتی و همچنین محبوب‌تر از سیستم‌های تولید مجدد جدید طراحی‌شده توسط داوران انسانی عمل می‌کند؛ مورد در واقع توسط داوران انسانی طراحی می‌شود و عامل مشوق برای آن‌ها نیز به‌عنوان امتیاز دوم به‌عنوان یک رأی‌گیری از سوی بازیکنان بود.

بنابر توضیح، هوش مصنوعی در این بررسی‌ها، مکانیزمی را کشف کرده است که عدم تعادل ثروت را اصلاح می‌کند و خودداری‌ها را از پرداخت تحریم می‌کند و درنهایت با موفقیت آرای اکثریت را هم کسب می‌کند. پژوهشگران می‌نویسند:

ما نشان می‌دهیم که می‌توانم از همان ابزارهای دموکراتیک برای دستیابی به اجماعی استفاده کنم که در جامعه‌ای از افراد جامعه برای انتخاب نمایندگان، تصمیم‌گیری در سیاست‌های عمومی یا قضاوت‌های قانونی استفاده می‌شود.

دوستان اذعان می‌کنند که سیستم آن‌ها را می‌پرسند درخور تامل را پیش روی ما می‌گذارند. سؤال‌ها عاملی در مورد این موضوع هستند که ارزش‌های همسویی در یک پیشنهاد مصنوعی مصنوعی آن‌ها حول تصمیمات دموکراتیک می‌چرخد، به این معناست که در واقع می‌توان نابرابری‌ها یا سوگیری‌ها را در جامعه تشدید کرد. به شرطی که به‌اندازه‌ای کافی باشد و اکثریت مردم در آن رای دهند.

مقاله مرتبط:

بحث اعتماد هم در اینجا به میان می‌آید. در طی آزمایش‌ها، بازیکنان شرکت‌کننده، هویت واقعی در پس مدلی که برای آن پول می‌کردند، نمی‌دانند. آیا اگر می‌دانستند که آن تصمیم خاص مالی را انجام دهند، به جای یک انسان توسط هوش مصنوعی، بازهم قرار است همان راه پیشنهادی برای ارائه دهنده یا خیر باشد؟ پاسخ این سوال مشخص نیست.

در نهایت، تیم پژوهشی بر این باورند که تحقیقاتشان نباید به‌عنوان یک پیشنهاد تکنوکراتیک رادیکال برای برچیدن نظم مستقر فعلی پیرامون چگونگی مجدد ثروت در جامعه تلقی شود. بلکه این یک تحقیق صرفاً ابزارهای پژوهشی است که می‌توان به انسان‌ها در مهندسی و طراحی راه‌حل‌های بالقوه‌ای نسبت به آنچه که هم‌اکنون کمک کند، بهتر است. پژوهشگران می‌نویسند:

نتایج ما به معنای حمایت از شکلی از «دولت هوش مصنوعی» نیست که در پی آن عوامل مستقل تصمیمات سیاسی را بدون تأثیر انسانی می‌کنند. ما هوش مصنوعی دموکراتیک را یک روش تحقیق برای طراحی مکانیسم‌های بالقوه مفید می‌دانیم، نه دستور العملی برای استقرار هوش مصنوعی در حوزه عمومی.

این یافته ها در طبیعت رفتار انسان منتشر شده است.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!