در یک سال اخیر برای جذب افراد در چند موقعیت شغلی تیم، حدود 50 مصاحبه شده و برای دو شغل مدیریت محصول و همچنین طراح محصول حدود 10 بار مصاحبه شده است.

از خلال این مصاحبه‌ها نکاتی در مورد مصاحبه‌های شغلی می‌گم که احتمالاً در درجه اول کمی شخصی باشد. یعنی پوزیشن‌هایی که دنبالشون بوده‌ام، تخصصی که دارم و حتی نکاتی که برای من مهمه، همگی مختص امروز من باشه. اما به نظرم خیلی چیزها که می‌تونه برای هر پوزیشن دیگه تیم محصول خیلی مهم باشه و ممکنه تجربه کنید از نحوه اکتشاف نکات در جلسه مصاحبه هم الهام‌بخش عده‌ای باشه.

یک کلیوی که در محل مصاحبه‌ها مهم است، اینها که شما را در یک زمان از جلسات مصاحبه در محل مصاحبه‌کننده بشینید و مواردی را که برای شما مهم است انجام دهید. این موضوع مطمئناً در آینده کاری شما در شرکت‌های اثرگذار و مواردی ممکن است مشاهده کنید که در آن مجموعه‌ای از کارتان را شروع کنید و یا این که چه چالش‌هایی را بدون آن‌ها می‌برید، انجام دهید. آیا چالش‌ها چیزاییه که شما توشون قوی هستید و بهترین فرد برای اون موقعیت یا توشون قوی هستید، ولی نمی‌خواید در این مقطع از تجربیاتتون تکرار کنید. یا چالش‌هایی که شما دنبال تجربه‌کردن هستید و بهترین فرصت برای شماست.

نکته جنبی دیگر این است که جدیت شما در مورد این نکات می‌تونه پیام مثبتی برای مصاحبه‌کننده داشته باشید که شما برای شناخت و درگیرشدن با چالش‌ها آماده و جدی هستید.

  • پیش از مصاحبه حتما در مورد شرکت، موقعیت شغلی شما در اونجا محصول یا خدمتشون، مشکلاتی که باهاش ​​درگیرن و حتی افرادی که اونجا کار میکنن تحقیق کنید.
  • اگر محصول دیجیتالی دارن، به وب سایت یا اپلیکیشنشون سر بزنید و سعی کنید یه سری داده های آماری هم پیدا کنید.
  • رقباشون و جایگاه شرکت در بین اونا رو بشناسید.
  • فرضیه‌هایی برای کاربران هدف و بالقوه اونا داشته باشید.
  • كارهاي پيشرفته‌اي كه اگر امكانش را داشته باشيد، اين است كه از مصاحبه‌گران بخوايد يك كانال ارتباطي عاليه با افراد اصلي ديگري كه قرار است باهاشون كار كنيد، در اختیارتان بگذارید و با اونا هم صحبت كنید. اگر مدیر محصول می‌تونید با مدیر فنی یا لید دیزاین گپ و گفتی داشته باشید. این کار رو می‌تونید در مراحل تکمیلی‌تر پروژه‌ی مصاحبه انجام بدید.

اینجا من سوالهایی که خوبه بشن رو میارم هر چند از اونها ممکنه در خلال صحبتهای مصاحبهگران بهش اشاره شده باشه. یا داده ها در این مورد به دست آورده اند. از سوال‌ها رو هم بسته به جو جلسه می‌تونید به طور غیرمستقیم بپرسید.

  • آیا بیزینس در حال حاضر از درآمد و درآمد در وضعیت مثبته؟ اگر چقدر در این راستاست و کی قراره خوداتکا بشه؟ و یا این که چقدر و به چه شکلی به دولت وابسته است، هولدینگ های مادر و یا سرمایه گذاران؟
    پاسخ این پرسش می‌تونه بازتاب‌دهنده است. فارغ از خوب‌بودن ایده بیزینس، پاسخ‌دادن به مشخصات مشخصات، ورود و حضور در بازار، زحمات تیم بیزینس و حتی نوع هزینه‌های بیزینس باشد. خیلی از بیزینس‌ها شاید منابع زیادی کنن ولی بازدهی به همون اندازه باشن.

به قول یکی از دوستام، نگین: «برای جایی کار کنید که می‌دونن چطور پولشونو خرج کنن.» شاید خیلی از جاها مخصوصا دولتی‌ها پول زیادی هزینه کنن ولی این که ندونن چطور خرج کنن، احتمالاً در میان‌مدت و بلندمدت بیزینس و تجربه خوبی به جا نمی‌ذارن.

  • پایبندی به متدولوژی‌های Best Practice چقدر توی بیزینس جدیه؟ اعم از طراحی و توسعه، سنجش موفقیت، متد اسکرام، OKR، فرآیندهای دیزاین، داکیومنتیشن‌های محصولی و فنی و …
    و اگر نوع کاستومایز شده و یا متفاوتی از متدها باشد، می‌شه چقدر برای انتخاب مفهومداره استفاده می‌کند.
  • مدیریت و تیم کنونی بیزینس چقدر پذیرای پیشنهاداتی برای تحول در چارچوب سازمانی، فرآیندهای طراحی و توسعه، متدولوژی‌ها و حتی پیشنهاد جذب تعداد تکمیلی خواهند بود؟
  • از دیدگاه مصاحبه‌گران با توجه به آشنایی با بیس و آشنایی با شما که به دست آمده است، پس از میان‌مدت، چه دوطرفه‌ای مثبت بین شما و بیزینس می‌تونه به دست بیاد اضافه کنید؟ انتظار دارن شما چه اتفاقی مثبتی برای رقم زدن و این تجربه برای شما چه خواهد آورد؟
  • نیازمندی‌های پروژه و محصول با چه کیفیتی از سطوح مختلف مدیریتی معین و تعریف می‌شن؟ آیا مدیران از چیستی‌ها می‌گن و یا در مورد موارد هم نظر دارند؟ این روندها چقدر بر داده ها و شناختن های معنادار آن هاست؟
  • نرخ ورودی و خروجی نیروها چه میزان؟ مثلاً طی یک سال چه تعداد نیرو به مجموعه اضافه می‌شن و چه تعداد خارج و چرا؟
    این مورد می‌تونه به شما کمک کنه که بدون احتمال قراره در ادامه چه تجربه‌ای برای شما رقم بخوره.
  • در مورد همتیمی ها بپرسید. چقدر افراد با تجربه و دانش هستند و یا چگونه رشدی مجموعه توی موردنظرها.

شخصا چه مصاحبه هایی رو دوست دارم؟

  • مصاحبه‌ای که به چالش کشیده بشم. تجربه‌هایی بوده‌اند که انفعال مصاحبه‌کننده در چالش‌کشیدن، منو به این فکر انداخته است که شاید آنقدرها هم بیزینس شرایط جدی و هدفمند نیستند. چگونه بیشتر در مصاحبه های فنی این اتفاق بیفته. همچنین دوست دارم چالش‌ها، چالش‌های کاستومایز در مورد اون بیزینس و یا تجربیات خودم باشه و نه کلیشه‌هایی مثل: «تهران چندتا در داره؟» حتی اگه بخوان نوع نگاه شما رو به حل مسائل بدونن.
  • مصاحبه‌ای که اگر نتونن شما رو به چالش بکشن یا در شناخت شما بشن، دست کم یک تسک جدی برای شما تعریف کنن. حتی شکل و عمق تعریف تسک هم به شما دیدید.
  • مصاحبه‌ای که مایندست شما را ارزیابی کنید و نه ابزارهایی که بیزینس از می‌کنه. بیزینس‌های حرفه‌ای برای ابزارها شرایط را برای شما فراهم می‌کند.

در پایان بگم در مصاحبه‌ها باید هرگز خودتونو در موضع ضعف ندید. غیر از اون مجموعه، شما هم قراره انتخاب کنید که میخواید برای اونا کار کنید یا نه.
همچنین به مصاحبه‌ها به عنوان یک فرصت خوب نگاه کنید تا خلاءهاتون رو بشناسید. یادداشت بردارید و برای بهترشدنتون برنامه ریزی کنید.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!