مسیر کسب‌وکار جدید می‌تونه پر از چالش و ریسک باشه. اما، با در دست داشتن اطلاعات مناسب می‌تونی در این مسیر، موفق بشی و سود زیادی کسب کنی.

برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق باید از انگیزه و اشتیاق بالا برخوردار باشی؛ در غیر این‌ صورت، مشکلات و موانعی که در سر راه‌ات قرار داره، شما رو از ادامه راه پشیمون می‌کنه.اما هر کسب وکار کوچکی در موقعیت موفقیت قرار نمی‌گیره. در حقیقت فقط دو سوم مشاغل به همراه اعضاشون برای حداقل دو سال زنده می‌مونند و حدود نیمی از این آمار هم تا پنج سال زنده می‌‌مونند. پس وقتیکه تصمیم می‌گیری شغل روزانه ات رو رها کنی و صاحب کسب وکار بشی با یک چالش واقعی روبه رو خواهی شد.

ایده ام کجاست؟

برای اینکه بتونی ایده مورد نظر رو پیدا کنی، باید یک سری سوال رو جواب بدی. این سوال‌ها کمک می‌کنند ایده‌ای رو برای کسب و کار پیدا کنی که واقعا مشکل مردم رو حل کنه و در نتیجه درآمدزا باشه.

چی بپرسم؟ :

_ چه چیزی در زندگی روزمره؛ من و مردم رو اذیت می‌کنه؟ مثلا عدم دسترسی به تاکسی و قیمت بالاش باعث به وجود اومدن تاکسی‌های اینترنتی شد!

_ چه چیز جدیدی در راهه؟ مثلا امروز اینترنت، هوش مصنوعی، VR و… از جمله تکنولوژی‌های جدید هستند که می‌تونند در مسیر کسب و کار به شما کمک کنند.

_ چه محصولی وجود داره که هنوز جای کار برای بهبود داشته باشه؟ مثلا دوچرخه برقی مدل بهبودیافته موتور سیکلته.

_ مردم بیشتر چه چیزی رو می‌خوان؟ دوستان خودت بیشتر به چه چیزهایی توجه می‌کنند؟ نیازی برای برطرف کردن می‌بینی؟

_ در کشورهای پیشرفته کدوم ایده‌ها عملی شده‌اند که در ایران هنوز نشده؟ مثلا همین اسنپ خودمون ایده کپی‌شده UBER در سطح جهانیه!

بعد از جواب دادن به این سوال‌ها باید حداقل 5 الی چند ده ایده داشته باشی. حالا اونها رو ببین و با توجه به منابع، علایق، شرایط و… خودت ایده‌های نامناسب رو خط بزن تا بهترین رو پیدا کنی.

ایده ات رو بزار وسط!

همیشه با “چرا ؟” شروع کن. خوبه بدونی که هدفت از راه اندازی کسب و کار چیه. در این فرآیند باید مشخص کنی که کسب و کارت به یک شخص و یا به یک سازمان و شرکت خدمات ارائه می‌ده. وقتیکه دلیلت ارائه خدمات یا محصول خوبه، دامنه تجارتت همیشه بزرگتر و گسترده تر خواهد شد.

صرف نظر از این که کسب و کارت از چه نوعیه، درک ایده ای که داری خیلی حیاتیه. خیلی از مردم تصور می كنند كه ایده بسیار خوبی دارند و بدون این كه فكر كنند مشتری هاشون چه کسانی خواهند بود یا اینکه چرا این افراد می خوان از اونها خرید كنند، شروع به راه اندازی کسب و کار خود می كنند.

شما باید روشن کنی که چرا می خوای با این مشترها کار کنی؟

آیا شما می‌خوای زندگی مردم رو راحت تر کنی؟ یا از ایجاد شیوه جدیدی در دنیای اونها لذت می بری؟

شناسایی این پاسخ ها به روشن شدن رسالت شما یعنی راه اندازی کسب و کار کمک می کنه.

زودتر شروع کن.

ممکنه ایده های زیادی در ذهنت پرورش بدی. اما هربار که تصمیم به عملی کردنش می‌گیری، بخاطر ترس و افکار پوچ، اونو عقب بندازی. شروع کردن کسب‌وکار، نیاز به هزینه، زمان و فضای کافی داره. شاید هنوز زمان مناسب برای شروع کسب‌وکارت نرسیده باشه، اما اگه زیادی صبر کنی احتمال داره فرصت‌های خودتو از دست بدی. وقتی هدفی داشته باشی، خواه راه‌اندازی کسب‌و‌کار باشه یا داشتن رژیم غذایی سالم یا سفر به دور دنیا، یافتن کسی که قبلاً به اون هدف رسیده و مهندسی معکوس استراتژیش کار ساده و البته بسیار مفیدیه. استفاده از تجارب افراد موفق راهی عالی برای تسریع فرایند یادگیریته؛ ولی به همین اندازه هم مهمه که بدونی سیستم‌ها، عادت‌ها و استراتژی‌های امروز افراد موفق احتمالاً همون‌هایی نیست که در شروع مسیر از اون استفاده کرده‌اند. چیزی که امروز برای اون‌ها بهینه اس لزوماً همون چیزی نیست که شما هم برای شروع به اون نیاز داری. بین این دو تفاوت وجود داره.

تحقیقات رو شروع کن

حالا وقتشه که ایده‌ت را با چاشنی واقعیت تعدیل کنی. آیا ایده شما پتانسیل موفقیت رو داره؟ قبل از هر اقدامی، شما باید از طریق فرایند اعتبارسنجی، اجرایی بودن ایده ات رو بسنجی. برای اینکه یک کسب وکار کوچک موفق باشه باید یک مشکلی رو حل کنه یا نیازی رو رفع کنه و یا اونچه رو که بازار نیاز داره و می خواد، ارائه بده. چندین روش برای شناسایی نیاز وجود داره که شامل تحقیق کردن، گروه تحقیقات متمرکز و آزمایش و خطاست.

هنگامی که به بررسی بازار می‌پردازی باید به سوالاتی پاسخ بدی. این سوالات شامل:

• آیا برای محصولات و خدمات پیش بینی شده شما، نیازی وجود داره؟

• چه کسانی به اون نیاز دارند؟

• آیا شرکت‌های دیگه ای وجود دارند که هم اکنون محصولات و خدمات مشابهی ارائه دهند؟

• رقابت با اون‌ها به چه شکل است؟

• چگونه کسب وکار شما در بازار جایگاه خودش رو پیدا خواهد کرد؟

شما در مرحله اعتبارسنجی مطمئن می‌شی که اصلا ایده من انتخاب خوبی برای راه اندازی کسب و کار هست یا نه. در این مرحله باید 3 قدم برداری. خب اولین سوالی که باید برای اعتبارسنجی ایده مورد نظر از خودت بپرسی، اینه که:

_ اندازه این فرصت چقدره؟

کارآفرینان تازه‌کار اصولا به بازارهای کوچک اهمیت نمیدن و نسبت به اونها بی‌توجه هستند. اما یادت باشه که در کسب و کار، مهم اینه که اندازه بازار و فرصت‌های اون با خواسته‌های شما مطابقت داشته باشه نه الزاما اینکه بازار بزرگ باشه!مثلا ممکنه یک کالایی رو مد نظر داشته باشی اما بفهمی مشتری های این محصول بسیار کم هستند و از ورود به بازارش خودداری کنی. ولی شاید همین کالا حاشیه سود بالایی داشته باشه که اجازه بده حتی در فروش پایین هم سود خوبی به دست بیاری. یا مثلا ممکنه یک کالا حتی حاشیه سود پایینی هم داشته باشه، اما به دلیل نیاز دائم مشتری به اون بتونی در بازارش درآمد خوبی کسب کنی. مثلا، شرکت daneson یک شرکت خارجیه که در زمینه فروش خلال دندان‌های لوکس فعالیت می‌کنه. خب قطعا تعداد افرادی که نیازمند خلال دندان لوکس باشند بسیار کمه اما این کسب و کار با تمرکز روی آنها و فروش مداوم محصول، سود بالایی به دست میاره.بنابراین حین اعتبارسنجی ایده، صرفا به تعداد مشتری دقت نکن و موارد دیگه مثل حاشیه سود و همینطور تعداد دفعات نیاز مشتری به خرید رو در نظر بگیر.

نکته: برای بررسی آمار فروش یک محصول به سراغ سایت دیجی کالا برو و تعداد فروشی که در کنار هر محصول نوشته رو بررسی کن.

_آیا روند، رو به رشده یا نزول؟

سوال دومی که برای اعتبارسنجی ایده در مراحل راه اندازی کسب و کار باید بپرسی، اینه که روند این بازار رو به رشده یا نزول؟ در واقع مهم‌تر از اینکه بازار شما امروز چقدر بزرگه، اینه که در آینده چه مسیری پیش روشه؟مثلا ممکنه الان این ایده به ذهن شما برسه که در فلان شهرستان هنوز مردم به دلیل عدم وجود شرایط مناسب، به تاکسی‌های آنلاین دسترسی ندارند. پس حتما راه‌اندازی یک تاکسی تلفنی در اون بازخورد خوبی داره. اما نکته مهم اینجاست که قطعا در آینده‌ای نزدیک تاکسی‌های آنلاین به این شهرستان هم میاند و این موضوع باعث از بین رفتن کسب و کار شما می‌شه.

_ مزیت رقابتی من چیه؟

در سوال سوم باید از خودت بپرسی که چه مزیت رقابتی نسبت به بقیه رقبا داری؟ قطعا اگه می‌خوای وارد یک بازار بشی و مثل بقیه فعالیت کنی، نتیجه خوبی در انتظارت نخواهد بود. بنابراین باید همین حالا یک مزیت رقابتی تعیین کنی که به خاطر اون، مشتری به سراغ شما بیاد.

بیزینس پلنت رو بنویس

اغلب افراد شکست‌خورده در دنیای کسب و کار، اصلا نمی‌دونند برنامه کسب و کار یا همان بیزینس پلن چیه! بنابراین برای اینکه جزو این افراد نباشی، در مراحل راه اندازی کسب و کار کمی هم برای نوشتن اون زمان بگذار. این برنامه مسیر آینده رو برات روشن می‌کنه.به طور خلاصه برنامه کسب و کارت باید در یک یا چند صفحه نوشته شه و شامل این سوالات و پاسخ اونها باشه:

مخاطبان محصول یا خدمات من چه کسانی هستند؟

تا 6 ماه دیگه قراره در فروش به چه اهدافی برسم؟

تا 1 سال آینده چه اهدافی دارم؟

چطور از نظر مشتری ها در مورد محصول و نیازهاشون باخبر بشم؟

چه برنامه‌ای برای تحقیق در مورد محصول و مشتری ها دارم؟ چطور عملی‌اش کنم؟

رقبا چه نقاط ضعف و قوتی دارند؟

مزیت رقابتی من چیه؟

نقطه ضعف من چیه؟

چقدر بودجه دارم؟

برای ابتدای کار صرفا روشن کردن جواب این سوالات کافیه، اما پیشنهاد می‌کنم بعد از مدت کوتاهی، مثلا کم‌تر از 1 ماه آینده، یک بیزینس پلن جامع تهیه کنی. در مورد این موضوع در سطح وب فارسی محتواهای رایگان و غیر رایگان زیادی وجود داره. مثلا مقاله بیزینس پلن سایت نوین یکی از منابع رایگان خوبه.برای دریافت حمایت‌های مالی، لازمه که بیزینس پلن رو تهیه کنی و به موسسات مالی ارائه بدی. بعد از ارزیابی طرح، ایده مورد توجه سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و یا موسسات مالی قرار می‌گیره. اگه به دنبال کسب حمایت مالی نیستی، یک طرح یک صفحه‌ای هم کفایت می‌کنه.

آیا بودجه دارم؟

راه اندازی کسب و کار در شروع کار نیازمند هزینه اس، بنابراین باید تعیین کنی که چگونه می خوای این هزینه ها رو تأمین کنی. آیا منابع لازم برای تأمین اعتبار شروع کارت رو داری یا اینکه باید وام بگیری؟ اگر قصد داری شغل فعلیت رو برای تمرکز بر کارت رها کنیی، آیا پول لازم برای تأمین هزینه هات رو تا زمانی که به سود دهی برسی کنار گذاشتی؟ بهتره بدونی که هزینه راه اندازی کسب و کارت چقدره. سنجش ایده به شما این امکان رو می‌ده که بتونی میزان سرمایه مورد نیاز در زمان سودآوری رو، بررسی کنی و برآورد کنی که این هزینه‌ها رو از چه راهی می‌خوای تامین کنی.ابتدا مقداری هزینه برای شروع کاسبیت پس‌انداز کن تا در مسیر کارآفرینی به مشکلات جدی برنخوری. بسیاری از استارت آپ ها شکست می خورن، زیرا قبل از اینکه سود خودش رو بدست بیاره، بی پول می شه. اصلا فکر بدی نیست که مقدار سرمایه اولیه خودت رو بیش از حد لازم تخمین بزنی، زیرا ممکنه مدتی پس از راه اندازی کسب و کار، متوجه جنبه های مختلفی بشی که قبلا به اون فکر نکرده بودی. وام‌های تجاری بانک، یکی از مناسب‌ترین گزینه‌ها برای تامین مالیه. اگه شرایط وام گرفتن و یا قسط دادن رو نداری، سراغ یک سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر برو. در چنین حالتی، رعایت دو نکته بالا بسیار مهمه؛ زیرا، طرح شما باید قوی باشه تا سرمایه‌گذار را متقاعد به سرمایه‌گذاری کنه. همه طرح‌های تجاری، یک برنامه مالی دارن. این برنامه شامل ترازنامه، پیش‌بینی فروش، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقده. حواست باشه 82 درصد از کسب‌وکارها به دلیل مشکلات در «جریان نقدی» (Cash Flow) شکست می‌خورن.از این صورت‌های مالی برای تعیین میزان سرمایه لازم برای شروع کار استفاده می‌شه. معمولا ارقام به طور قابل توجهی بیشتر از اون چیزیه که در ابتدا پیش‌بینی کردی. مثلا، افراد زیادی بدون این‌که هزینه ساخت اپلیکیشن موبایل رو بدونن، برای ایده‌های مختلف پیشنهاد ساخت اون رو می‌دن. می‌تونی برای تامین مالی یک سرمایه‌گذار برای خودت پیدا کنی. سرمایه‌گذاران در راه‌اندازی کسب و کار موارد زیر را شامل می‌شوند:

دوستان

خانواده

سرمایه‌گذاران «Angel» (سرمایه‌گذاران بخش خصوصی هستن که در شرکت‌های کوچک در ازای دریافت سهام سرمایه‌گذاری می‌کنن.)

«سرمایه‌گذاران خطرپذیر» (سرمایه‌گذارانی هستن که در مراحل اولیه کسب و کارهای نوآورانه با پتانسیل رشد زیاد، سرمایه‌گذاری می‌کنن و برای نرخ بازگشت سرمایه خود، رقمی رو مشخص می‌کنن.)

وام های بانکی: اصولا بانک‌ها به شرکت‌های بدون درآمد و با دارایی اندک، به سختی وام می‌دن.

نوع کسب و کاری که می‌خوای شروع کنی در احتمال مشارکت سرمایه‌گذاران Angel و خطرپذیر تاثیر داره.

حالا نوبت درست کردن ساختار کسب و کارته

قبل از اینکه بتونی شرکت خودتو ثبت کنی نوع کسب و کارت رو مشخص کن. ساختار کسب و کارت به طور قانونی بر همه چیز از جمله نحوه ثبت مالیات تا مسائل حقوقی تأثیر می گذاره. البته این ساختار در طول زمان دستخوش تغییرات اساسی میشه. با این حال، لازمه ساختاری ابتدایی برای خودت تعریف کنی. انتخاب ساختار، اولین گام قانونی و سخت‌ترین تصمیم مدیریتی برای شروع کسب‌وکار جدیده. اگر خودت به تنهایی قصد راه اندازی کسب و کار داری و تصمیم داری مسئولیت کلیه امور حقوقی و تعهدات رو به عهده داشته باشی، به این موضوع توجه کن که ممکنه این مسیر اعتبار شخصیت رو مستقیما تحت تأثیر قرار بده. روش دیگه مشارکته، همونطور که از اسمش پیداست دو یا چند نفر شخصا به عنوان صاحبان مشاغل مسئولیت دارن. اگه بتونی یک شریک تجاری با مهارت های مکمل مهارت خودت پیدا کنی دیگه مجبور نیستی تمام امور رو به تنهایی انجام بدی. معمولا بهتره شخصی رو در این ترکیب قرار بدی تا به شکوفایی تجارتت کمک کنه.

مسئولیت محدود.

مسئولیت نامحدود.

سهامی

در نهایت، این شما هستی که می تونی تعیین کنی کدوم نوع نهاد برای نیازهای فعلی و اهداف تجاری آینده ­ات مناسبه. مهمه که در مورد ساختارهای مختلف حقوقی موجود اطلاعات کسب کنی. اگه هنوز در رابطه با ساختار کلی و همچنین مسائل حقوقی تصمیم نگرفتی شاید یک مشاور حقوقی و یا مشاور کسب و کار بتونه به شما کمک کنه.

بزرگ فکر کن ولی با یک کار کوچک شروع کن

قبل از شروع کسب و کارت باید مطمئن بشی که مفهومی که در ذهنته قابل اجراست. بهتره اول یک نمونه کار انجام بدی و نتیجه رو ارزیابی کنی. فکر کن که چطور میتونی تئوری خودتو در یک مقیاس کوچک آزمایش کنی، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان بشی.در دنیای کسب و کار مفهومی به اسم MVP داریم. نمی‌خوام خیلی بازش کنم اما به‌طور خلاصه این مفهوم به این اشاره دارد که در ابتدا بهتره به جای صرف هزینه‌های بسیار زیاد، با یک هزینه کوچک کسب و کارت رو راه‌اندازی کنی و ایده رو تست کنی. مثلا به جای اینکه یک وب سایت اینترنتی با 4/5 میلیون تومن بزنی، از یک سایت ارزون‌ قیمت و یک پیج اینستاگرامی شروع کن، به جای خرید تعداد زیادی محصول، از همکاران یا حتی رقبا بخواه در ابتدا محصولت رو تامین کنند، به جای تبلیغات بنری در سطح شهر با چند ده میلیون هزینه، با 2/3 میلیون تومن در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کنید، و… . ممکنه MVP حتی برای شما هیچ سودی نداشته باشه، اما در واقع ما نه به دنبال سود بلکه به دنبال تست هستیم و می‌خوایم مطمئن بشیم که بازار خوبی رو برای کسب و کار انتخاب کردیم. به این ترتیب حتی در صورت شکست خوردن هم تمام منابع رو از دست نمی‌دیم.

موقع نامگذاریه

انتخاب نام مناسب برای راه‌اندازی کسب‌وکار جدید، بسیار مهمه؛ زیرا، نام همه جنبه‌های کاری رو در بر می‌گیره. پس، لازمه نام رو متناسب با ویژگی‌های کسب‌وکارت انتخاب کنی. بهتره قبل از اتمام مراحل راه اندازی کسب و کار جدی، چند نام در نظر بگیری. مطمئن شو که نامی مثل نام انتخابیت وجود نداره.نام مناسب می‌تونه به خوبی بین مخاطبان جا بیفته. هرچقدر اسم شرکت کوتاهتر باشه، به یاد ماندنی تره. نام برند باید این ویژگی‌ها رو داشته باشه:

ساده، کوتاه و قابل تلفظ باشه

منحصربه‌فرد بوده تا مخاطب، شما رو با بقیه برندها اشتباه نگیره

در ذهن مخاطب ماندگار بشه

بتونی دامنه اش رو در اینترنت ثبت کنی .در

اینترنت شناسه های “com.” رو همراه نام کسب و‌کارت جستجو کن تا بدونی که آیا نام مورد نظرت در اینترنت وجود داره؟ حواست باشه که “com.” به “net.” ارجحیت داره. در نهایت باید نام تجاری کسب و کارت رو ثبت کنی.

وقت گرفتن مجوزه!

خیلیا تصور می‌کنند برای راه اندازی یک کسب و کار شخصی باید اول سراغ ادارات برن و برای دریافت مجوزها از 7 خان رستم عبور کنن. اما خبر خوشحال‌کننده اینجاست که حداقل در ابتدای مسیر اصلا نیاز به انجام این کار نیست. بلکه شما می‌تونید بعد از راه اندازی کسب و کارتون و به درآمد رسیدنش، به مرور برای دریافت مجوزها اقدام کنید. البته بعضی از کسب و کارهای حساس مثل اونهایی که در حوزه بهداشت و تولید محصولات بهداشتی فعالیت می‌کنن، باید از همون ابتدا به فکر مجوزها باشن. در هر صورت الان نوبت این رسیده که به سراغ مراحل دریافت مجوزها برید. اگه می‌تونید انجام این کار رو به یک وکیل بسپارید چون ممکنه پروسه اون برای شما به عنوان یک کارآفرین خسته‌کننده باشه و اجازه نده ذهن‌تون رو برای رشد بیزینس، آزاد بگذارید. شرکت ها به یک سند “اساسنامه” نیاز دارن که شامل نام تجاری، هدف تجاری، ساختار شرکت، جزئیات سهام و سایر اطلاعات مربوط به شرکت شماست. برخی از مشاغل ممکنه برای فعالیت به مجوزهای مختلفی مانند جواز تولید یا جواز کسب هم احتیاج داشته باشند که بهترین راه برای آگاهی از مجوزهای مختلف می‌تونه دفتار اصناف باشه.

تیمت رو درست کن!

موفقیت به تنهایی امکان پذیر نیست. یکی از مهم‌ترین اقدامات در مراحل راه اندازی کسب و کار جدید، استخدام یک تیم قویه.استفاده از فریلنسرها و مشاوران به صورت پروژه‌ای در شروع کار هم ایده خوبیه .در این راستا، جو زاوادزکی، مؤسس شرکت MediaMath می‌گه:« کارآفرینان باید به همون اندازه که به محصول توجه می‌کنن، به افراد هم توجه کنن. محصول شما توسط افراد تولید می‌شه، پس پیدا کردن یک تیم خوب، شناختن کمبود‌ها، خلأها و پر کردن اونها باید در اولویت باشه. در این مرحله شما باید با توجه به نیاز، بازار، مخاطبان، منابع مالی، هدف گذاری‌ها و چشم‌اندازی که داری، به دنبال نیروهای جدید بگردی. اولین قدم هم اینه که تخصص‌های مورد نیازت رو تعیین کنی. لیست تخصص‌های رایجی که امروزه در یک کسب و کار مورد نیازه رو پایین برات می‌نویسم:

طراح گرافیک،طراح وب سایت؛بازاریاب،نیروی فروش مستقیم،متخصص تبلیغات،متخصص بازاریابی شبکه‌های اجتماعی،متخصص سئو سایت،نیروی حمل و نقل.

تعیین نحوه همکاری اعضای تیم با هم، تقسیم وظایف، تعیین نقش و وظیفه هر یک از اعضای تیم هم از اهمیت بالایی برخورداره.اگه خدمات شما دیده نشه، شانسی برای رشد و موفقیت وجود نداره. در نهایت اگه می خوای یک کسب وکار یک نفره (solopreneur) راه بندازی، ممکنه به کارکنان و پیمانکاران نیاز نداشته باشی، اما باید بدونی به تیم پشتیبانی نیاز داری. این تیم می تونه از یک منتور، مربی کسب وکار، یا حتی اعضای خانواده ات تشکیل شده باشه و در جاده پر پیچ و خم کسب وکارت، بهت مشاوره، انگیزه و اطمینان ببخشه.

کسب و‌کارت رو بیمه کن

خرید یک بیمه مناسب برای تجارتت یک مرحله مهمه که باید قبل از شروع رسمی و راه اندازی کسب و کار اتفاق بیفته. رسیدگی به حوادثی مانند خسارت اموال، سرقت یا حتی دادخواست مشتری می­تونه هزینه بر باشه و شما باید مطمئن باشی که به درستی تحت حمایت هستی. اگر شغلت کارمند داشته باشه ممکنه نیاز به غرامت کارگران و بیمه بیکاری داشته باشی. بسته به موقعیت و صنعتت ممکنه به انواع دیگه ای از پوشش هم احتیاج داشته باشی اما به بیشتر مشاغل کوچک توصیه می شه بیمه مسئولیت عمومی یا بیمه نامه صاحب مشاغل رو خریداری کنن. بیمه خسارت اموال و مسئولیت عمومی آسیب های جسمی و صدمات شخصی به خود یا شخص ثالث رو پوشش میده که اگه در انجام کاری که باید در حین فعالیت شغلی خود انجام می دادی به خود یا دیگران آسیب رسوندی، شما رو تحت پوشش قرار میده.

سیستم حسابداریت رو تعریف کن

در صورت وجود سیستم های موثر، کسب وکار موثرتر عمل میکنه. یکی از مهمترین سیستم ‌ها برای کسب وکارهای کوچک، سیستم حسابداریه. سیستم حسابداری با هدف مدیریت بودجه، تعیین نرخ ها و قیمت ها،تشکیل پرونده های مالیاتی و… ایجاد می شه. می تونی خودت سیستم حسابداریت رو تنظیم کنی یا یک حسابدار استخدام کنی. در صورتی‌که از قانون، مالی و حسابداری سر رشته‌ای نداری، از یک وکیل، حسابدار و مشاور مالی کمک بگیر. این موضوع در بلند مدت باعث صرفه‌جویی‌های زیادی می‌شه. اونها می‌تونن الزامات قانونی و تعهدات مالی رو بر اساس ساختار کسب و کارت توضیح بدن و از بروز بسیاری از مشکلات پیش‌گیری کنن.

و در نهایت یادت باشه:

انتظار اتفاقات غیرمنتظره رو داشته باش. مراحل راه اندازی یک کسب و کار آسون نیست و باید برای موانع پیش رو برنامه‌ریزی کنی. اگه همه چیز طبق برنامه جلو نرفت، نا امید نشو. مشکلاتی که در هر مرحله با اون روبه‌رو می‌شی، شما رو برای مراحل بعدی آماده‌تر میکنه. حتی پس از راه‌اندازی شرکت، لزوما همه‌چیز آرام و بدون مشکل نخواهد بود. در طول فعالیت شرکت موفقیت‌ها، اشتباهات و شکست‌ها اتفاق خواهند افتاد و بسیاری از این موارد در کنترل تو نیست. برای این موضوع می‌توان بحران اقتصادی ملی یا فجایع طبیعی رو مثال زد. کارمندان زیادی به شرکت شما می‌آیند یا از آن می‌روند و با تصمیمات سخت و دوراهی‌ها مواجه می‌شی و گاهی تصمیم اشتباه می‌گیری. همه این‌ها قابل قبوله. بخشی از کارآفرین بودن اینه که از اشتباهاتت درس بگیری و وقتی کار اشتباهی انجام دادی، رو به جلو حرکت کنی و تمام تلاش خودتو به کار بگیری تا اون اشتباه رو دوباره تکرار نکنی. مالیات خودعو بپرداز و در محدوده قانون فعالیت کن. با عمل کردن در این قالب، بر موانع پیش‌ روی شرکت غلبه می‌کنی.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!