هرچند خود توت ‌عنخ‌آمون در زمان زندگانی فرعون مشهوری نبود، نحوه‌ی کشف و اسرار مرتبط با مقبره‌اش، او را به شخصیتی جذاب در میان باستان‌شنان و عموم مردم جهان تبدیل کرده است. هم‌اکنون، توت عنخ‌آمون به نمادی از تمدن درخشان مصر باستان تبدیل شده و هر سرنخ تازه‌ای از زندگی و مرگ و سایر حقایق درباره‌ی او، بازتاب زیادی دارد.

به‌نقل از وب‌گاه گرانج، نکته‌ی دیگری که باعث شهرت توت عنخ‌آمون در بین فراعنه‌ی مصر باستان شده، پدر پرنفوذ و جنجالی او، آخناتون است. آخناتون به‌دلیل بدعت مذهبی خود که تمام مصریان را به یکتاپرستی، یعنی پرستش آتون، ملزم می‌کرد، به چهره‌ای جنجالی در میان سایر پادشاهان مصر باستان تبدیل شد.

توت عنخ‌آمون پس از مرگ پدرش در ۹ سالگی به سلطنت رسید تا امروز از او با نام «پادشاه پسر» نیز نام ببرند. همان‌طور‌که می‌توان حدس کرد، پادشاه کودک ۹ ساله به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست آمادگی لازم برای فرمانروایی بر تمدنی قدرتمند را داشته باشد. بنابراین، تمام تصمیمات سیاسی و نظامی او را مشاوران باتجربه و زبده‌ای می‌گرفتند.

به همین ترتیب، با‌توجه‌به نفوذ این مشاوران سخت است میزان استقلال توت عنخ‌آمون در دوران کوتاه پادشاهی ۱۰ ساله‌اش تا زمان مرگ در‌حدود سال ۱۳۲۳ ق‌م را دانست. موضوع دیگری که باعث شده است تا بسیاری توت عنخ‌آمون را فاقد نفوذ و قدرت سایر فراعنه‌ی مصری بدانند، مسئله بیماری‌ و ضعف بنیه‌ی او است.

تصاویر شبیه‌سازی‌ شده‌ای از توت عنخ‌آمون تصاویر شبیه‌سازی‌‌شده‌ای از توت عنخ‌آمون که او را با نقص پاچنبری نشان می‌دهد.

پادشاه توت به‌احتمال فراوان به اختلالی استخوانی ابتلا داشت و ممکن است نقص مادرزادی پاچنبری نیز داشته باشد. از‌این‌رو، گمان می‌رود که او در تمام زندگی برای راه‌رفتن به عصا احتیاج داشت. همچنین، آزمایش‌های دی‌ان‌ای که در سال ۲۰۱۰ روی نمونه‌های جسدش انجام گرفت، حاکی از آن بود که او در طول زندگی بسیار کوتاهش چندین‌بار به بیماری مالاریا مبتلا شده است. آنچه از بدن پادشاه توت پیدا شد، در‌حقیقت قدیمی‌ترین شواهد از بیماری مالاریا در تاریخ نیز بود. توت عنخ‌آمون ظاهراً چندین شکستگی شدید در ناحیه‌ی استخوان ران نیز داشت.

دفن عجولانه می‌تواند یکی دیگر از رازهای بزرگ جسد توت عنخ‌آمون را برملا کند

مدت طولانی است که محققان درباره‌ی نحوه مرگ پادشاه توت بحث و گمانه‌زنی می‌کنند. براساس دو فرضیه‌‌ی رایج‌تر، فرعون دودمان هجدهم مصر باستان با سمّ یا براثر ضربه‌‌ای مهلک به سر به قتل رسیده است.

فرضیه‌ی قتل به‌خوبی با شواهد موجود از تدفین بسیار شتاب‌زده و همین‌طور رسیدگی ناکافی به جسد او همخوانی دارد. در همین حال، فرضیه‌های دیگری نیز وجود دارند که مدعی هستند توت عنخ‌آمون براثر عفونت خون یا حتی تصادف جان سپرده است.

مقبره‌ای که شایسته پادشاه نبود

زمانی‌که هاوارد کارتر، باستان‌شناس انگلیسی مقبره پادشاه توت را در سال ۱۹۲۲ کشف کرد، اطلاعات کمی درباره‌ی او وجود داشت. باستان‌شناسان در آن روزگار فناوری‌های مناسبی نداشتند تا بفهمند چه اتفاقی برای فرعون جوان افتاده است؛ اما از همان ابتدا مشخص بود که مقبره‌ی او با تمام مقبره‌های سلطنتی مصر باستان تفاوت دارد.

مقبره‌ی پادشاه پسر کوچک بود و فاقد آن شکوه و عظمت شایسته‌‌ی فراعنه بود. باستان‌شناسان احتمال می‌دادند دلیل کوچکی مقبره توت عنخ‌آمون، مرگ غیرمنتظره‌ی او در جوانی بوده است. بنابراین، در زمانی‌که فرعون مصر از دنیا رفت، همچنان آرامگاهی برای او ساخته یا تکمیل نشده بود. از‌این‌رو، به‌احتمال زیاد جسد او را با‌عجله و در مقبره‌ای دفن کردند که به شخص دیگری (با مقام به‌مراتب نازل‌تری) تعلق داشت.

مومیایی توت عنخ‌آمونمومیایی توت عنخ‌آمون. عقیده بر این است که او براثر ضربه‌ای شدید جان سپرده است. قفسه‌ی سینه او نیز احتمالاً بعدها به‌واسطه سارقان قبر فرو ریخته.

باستان‌شناسان برای مدتی حتی تصور می‌کردند در این مقبره اتاقکی مخفی وجود داشته باشد؛ بنابراین، آرامگاه پادشاه توت، تنها ظاهری کوچک داشته؛ اما در واقعیت بزرگ بوده است. بااین‌حال تا‌به‌امروز، با وجود چندین اسکن راداری هیچ مدرک مهمی برای اثبات این فرضیه‌ی جالب پیدا نشده است. به‌نظر می‌رسد تدفین توت عنخ‌آمون در مقبره‌ای کوچک فقط به‌دلیل نبود مقبره‌‌ای دیگر انجام گرفته است.

یکی دیگر از شواهد به‌دست‌آمده از تدفین شتاب‌زده پادشاه توت، لکه‌های قهوه‌ای است که روی دیوارها و نقاشی‌های دیواری مقبره پیدا شده است. محققان اخیراً متوجه شدند این لکه‌ها براثر رشد قارچ‌ها و باکتری‌ها به‌وجود آمده‌اند که خود دلیل دیگری است که نشان می‌دهد مقبره مدت‌ها پیش از اینکه نقاشی‌ها و گچ‌کاری‌هایش خشک شوند، مُهر‌وموم شده است. همین اتفاق برای جسد توت‌ عنخ‌آمون نیز افتاده و ظاهراً او با عجله مومیایی شده است.

نحوه‌ی مرگ توت عنخ‌آمون

محققان سال‌ها بود که می‌دانستند پای پادشاه توت شکسته است؛ اما هیچ فرضیه‌‌ای نتوانسته بود نحوه‌ی شکستگی و زمان وقوع این آسیب‌دیدگی را اثبات کند. بالاخره محققان مؤسسه‌ی پزشکی قانونی کرانفیلد انگلستان در سال ۲۰۱۳ توانستند با کالبدشکافی مجازی جسد توت عنخ‌آمون را با دقت کم‌نظیری بررسی کنند و شواهد تازه‌ای از جراحات و آسیب‌دیدگی‌های او به‌دست بیاورند.

با این تحقیق محققان خیلی زود متوجه شدند که پای شکسته، تنها بخشی از جراحات و مشکلات سلامتی پادشاه توت بوده است. در‌واقع، محققان علائمی از آسیب‌های دیگر از‌جمله شکستگی دنده‌ و شکستگی لگن و له‌شدگی اعضا و جوارح داخلی را نیز در جسد توت عنخ‌آمون پیدا کردند. این آسیب‌دیدگی‌های فاجعه‌بار در‌واقع از نوع مصدومیت‌هایی هستند که فرد هنگام سانحه‌ی رانندگی یا تصادف با ارابه (معادل دوران زندگی فرعون) متحمل می‌شود.

فرضیه‌های زیادی درباره‌ی مرگ توت عنخ‌‌آمون وجود دارد و باستان‌شناسان قتل و بیماری و تصادف را از علل مرگ او عنوان می‌کنند

این اتفاق ممکن است زمانی رخ داده باشد که ارابه‌ای با او به‌شدت برخورد کرده است. هرچند محققان عقیده دارند برای چنین آسیب‌دیدگی‌های مهیبی، توت عنخ‌آمون حین تصادف باید روی زانو نشسته باشد که احتمال بعیدی است. در همین حال، این حادثه‌ی مرگ‌بار ممکن است بر‌اثر تصادف ارابه‌ای باشد که خود پادشاه سوار بر آن بوده است. درهر‌صورت، مرگ فرعون بسیار غیرمنتظره و به‌احتمال زیاد بسیار سریع رخ داده است و همین می‌تواند دلیل تدفین شتاب‌زده او باشد.

مقبره پادشاه توت همچنان برخی از محققان عقیده دارند در مقبره‌ی پادشاه توت یک اتاقک مخفی وجود دارد.

همین امر می‌تواند یکی دیگر از رازهای بزرگ جسد توت‌ عنخ‌آمون را برملا کند. هاوارد کارتر پس از کشف مقبره‌ی پادشاه توت در یادداشت‌های خود، عنوان کرده بود که علائم سوختگی را در جسد او کشف کرده است. حال چطور چنین چیزی ممکن بود؟ به‌گفته‌ی باستان‌شناسانی که در سال ۲۰۱۳ نمونه‌هایی از گوشت و استخوان توت عنخ‌آمون را زیر میکروسکوپ به‌دقت بررسی کردند، حدس هاوارد کارتر درست بود و واقعاً در مومیایی علائمی از سوختگی وجود داشت.

این کشف تازه سؤالی مهم‌تری نیز مطرح کرد: مومیایی چطور می‌توانست در مقبره‌ی زیرزمینی خود، آن‌‌هم درحالی‌که کاملاً در محوطه‌ای مُهروموم‌شده قرار داشت، آتش گرفته باشد؟ مومیایی‌کردن در مصر باستان کار ساده و سریعی نبود. گروهی از کاهنان که نقش مومیایی‌کنندگان رسمی دربار را برعهده داشتند، باید درحدود ۷۰ روز یک جسد را مومیایی و او را برای زندگانی پس از مرگ مهیا می‌کردند.

هر‌چند کاهنان مصر باستان هیچ‌وقت طریقه‌ی دقیق مومیایی‌کردن مردگان را فاش نکرده‌اند، حدس زده می‌شود که در ابتدا اعضا و جوراح داخلی (به‌جز قلب) از بدن خارج می‌شد. سپس، برای خشک‌کردن بدن از نمک ناترون استفاده می‌شد و در‌این‌بین، کاهنان از انواع روغن‌ها و گیاهان معطر نیز بهره می‌بردند. در‌نهایت، جسد درون پارچه‌های کتان پیچیده می‌شد و محصول نهایی جسدی کاملاً خشک و مقاوم بود که می‌توانست به‌راحتی برای هزاران سال دست‌نخورده و سالم در مقبره نگه‌داری شود.

مقاله‌ی مرتبط:

با‌‌‌توجه‌‌‌‌به اینکه جسد توت عنخ‌آمون با‌عجله دفن شد، محققان عقیده دارند که در مومیایی‌کردن او هم عجله‌ی زیادی وجود داشته است؛ به‌همین‌دلیل، احتمالاً روغن‌ها زمان کافی برای خشک‌شدن نداشته‌اند و وقتی مومیایی را به مقبره می‌بردند، همچنان از پارچه‌های آن روغن می‌چکید. همین امر بعداً باعث واکنش و آتش‌سوزی شد و دمای جسد به حدود ۲۰۴ درجه سانتی‌گراد یا همان دمای پخت رسید.

این فرضیه می‌تواند دلیل پیدا‌نشدن قلب در جسد پادشاه توت را نیز روشن کند. با‌‌‌توجه‌‌به اینکه به‌باور مصریان باستان قلب جایگاه هوش و ذکاوت و عواطف انسان بود و مردگان در دنیای پس از مرگ به آن احتیاج ‌دارند، در مومیایی‌ها قلب برخلاف سایر اعضای بدن که به‌منظور تجزیه‌نشدن بدن برداشته می‌شدند، سر جایش باقی می‌ماند. مُرده‌ای که قلب نداشت، نمی‌توانست به دنیای پس از مرگ راه پیدا کند.

باستان‌شناسان در گذشته باور داشتند که قلب توت عنخ‌آمون را دشمنان او به همین منظور از جسد او بیرون کشیده‌اند. بااین‌حال، ظاهراً در اتفاقی بسیار نادر، آتش‌سوزی موجب سوختن قلب فرعون جوان شده است. هرچند اگر فرایند مومیایی‌شدن صحیح و اصولی انجام می‌گرفت، اصلاً چنین اتفاقی نمی‌افتاد، دفن عجولانه احتمالاً باعث شده توجه کمتری به جسد شود و زمان‌بندی بین مراحل مختلف چندان رعایت نشود.

منبع