تازه در ایران اوج گرفته بود و هر خبری که درباره‌ی درمان و هوا از آن می‌آمد، به سرعت پخش می‌شد. زنجبیل محبوب شده بود و در خانه‌ی مردم ویتامین دی و سی پیدا و روزانه بدون تجویز پزشک مصرف می‌شد. حتی مطالبی منتشر شد که می‌گفتند ویتامین دی به جای واکسن عمل می‌کند. واکسن که آمد خبرها سمت و سوی تزریق واکسن را گرفت، گفته شد واکسن باعث سقط جنین یا نازایی می شود. دوره‌ی بیخبری بود و همه چیز پذیرفته می‌شد، بدون اینکه منبع انتشار آن بررسی شود. این خبرها به‌طور خاص در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند. شبکه های اجتماعی کاربران را می سازند که اطلاعات را با سرعت و با یک کلیک بازنشر و شکل و انتشار خبر با وجود آن ها تغییر کرده است. برنامه‌ها و بات‌ها هم می‌توانند اخبار را تحریف کنند و اطلاعات را از کنترل کاربران خارج کنند. اطلاعات هدفمند و غلط با سرعت بین مردم پخش می‌شوند و با شکل دادن به افکار و تصمیمات می‌خواهند روی رفتار مردم تأثیر بگذارند یا باعث واکنش‌های سطحی از سوی آن‌ها شوند. منبعی در مواردی که همین شبکه‌های اجتماعی منبع نقد و تحلیل هستند. رسانه‌های رسمی که به اصول روزنامه‌نگاری و بیطرفی پایبندند، در رسانه‌های اجتماعی این اصول را فراموش می‌کنند یا نادیده گرفته می‌شوند و کاربران به‌خصوص درباره اخبار جنجالبرانگیز یا آن‌ها که بار عاطفی دارند سهل‌گیرانه‌تر برخورد می‌کنند. ویدیویی از وصیت‌نامه‌ی مریم میرزاخانی به دخترش که از جملات انگیزشی بود، عکس‌هایی تاریخی که بدون منبع به زمان و مکان اشتباه ارجاع هستند و آمارهای بی‌اساس از سرگرمی‌های شغلی به دست مهاجران در ایران فقط چند مورد از اخباری است که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. و جعلی بودنشان با جست‌وجویی ساده مشخص شده است.

عالیه شکربیگی جامعه‌شناس می‌گوید: «ارتباطات رسانه‌ها و شبکه‌های همه‌ی زندگی ما را دربرگرفته، اما این رسانه‌ها تبدیل به انسان یک‌باره می‌شوند، بدون این‌که از قبل انسان‌ها اصول رفتاری را در مقابل شبکه‌های اجتماعی به یاد داشته باشند. در واقع حضور انسان‌ها در شبکه‌های اجتماعی مثل یک شمشیر دو لبه است. اگر سواد رسانه‌ها داشته باشند و شیوه برخورد با آن را بدانند پیامد مثبت است، اما اگر ندانند ممکن است باعث خطاها و ضربه‌هایی شود.» او می‌گوید مانع از سطحی‌نگری و اعتماد نکردن به اخبار نادرست، افزایش سواد رسانه‌ای است.

بسیاری از کاربران ایرانی کمتر به رسانه‌های رسمی اعتماد می‌کنند و اخباری را که در شبکه‌های اجتماعی حتی به نقل از افراد ناشناس می‌شود، راحت‌تر می‌پذیرند. داده‌های مرکز آمار در سال ۱۳۹۹ بیش از ۶۵ درصد از افراد ۱۵ ساله و کمتر در شبکه‌های اجتماعی یک حضور و حضور متوسط ​​آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی ۹۲ و ۱۸ ساعت در روز بوده است. شکربیگی می‌گوید: «گونه‌های موجود از افراد از گروه‌های سنی مختلف در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند. مثلاً زن مسنی که صبح از صبحانه خودش عکس می‌گیرد و برای نوه‌اش می‌فرستد و روزش را شروع می‌کند. او اگر نتواند در شبکه‌های اجتماعی برخورد کند، در نهایت به سطح آدمی تبدیل می‌شود.» به گفته این جامعه‌شناس با خواندن نظرات مخاطبان پای خبرهای مهم می‌توان به این سطحی‌نگری رسید. او خبر مهم اکتشافات تلسکوپ جیمز وب را به عنوان مثال می‌زند که خبر مهمی برای جامعه‌ی علمی بود اما در واکنش به کاربران شبکه‌های اجتماعی گاهی اوقات به دیدگاه‌های سطوحی برمی‌خورد: «بسیاری در کامنت‌ها به جای بحث‌های علمی می‌گویند این اخبار دروغ است، یا روی عکس‌هایش کاریکاتورهایی می‌کشند و به آن‌ها می‌گویند. طنزپردازی و شوخی می‌پردازند. تصاویر این تلسکوپ نشان می‌دهند علم امروز به جایی رسیده‌اند کهکشان‌ها و جهان‌های دیگر را می‌کند، نگاهی به چنین خبر مهمی، حکایت از تزلزل و قهقرا و سطحی‌نگری دارد.»

بخشی از سطحی‌نگری هم با خوداظهاری در شبکه‌های اجتماعی و الگوگیری از چهره‌های تأثیرگذار همراه است. اینستاگرام یکی از پرمخاطب‌ترین شبکه‌های اجتماعی بین کاربران ایرانی است. گزارش پژوهش «انگیزه‌های عضویت در شبکه اجتماعی اینستاگرام» که در سال 1400 در فصلنامه‌ی فرهنگ و ارتباطات منتشر شده، کاربران اینستاگرام هفت‌انگشتی اصلی را در این شبکه اعلام کرده‌اند: کسب، فراغت و سرگرمی، پیوستگی و ارتباط، کنجکاوی، خوداظهاری، تجربه‌ی هیجانی و الگویابی. این پژوهش می‌گوید: «افراد همزمان با نمایش تصویری از ویژگی، اعتقادات و ارزش‌ها و هویت خود را نیز به دیگران نشان می‌دهند. همچنین کاربران اینستاگرام دارای هویتی پویا در شبکه هستند که آن را با سایر کاربران می‌سازند. نیاز به دیده شدن و گرفتن از دیگران امکان خودافشایی و خوداظهارگری را بیشتر برای کاربران اینستاگرام می‌کند.» این خوداظهاری را می‌توان در ارتباطی که کاربران با چهره‌های تأثیرگذار بر آن‌ها نظارت کنند، می‌توان کرد. محمد سلگی و وحید مصطفی‌پور نویسندگان این مقاله در ادامه نوشتار اینستاگرام به کاربرانش این امکان را می‌دهد که به‌راحتی و بدون محدودیت از سبک زندگی افراد و چهره‌های تأثیرگذار (اینفلوئنسر) تقلید کنند: «در این شبکه افراد به سبک زندگی، سبک تغذیه، سبک زندگی می‌پردازند. خرید، ذائقه‌ی فراغتی و پوشش‌های مهم دسترسی دارند. این شبکه کاربران را به ساخت و الگوگیری با عناصر و نقش‌های ارائه شده در آن دعوت می‌کند و با تبلیغ، الگوسازی و ترویج سبک‌های خاص، آن‌ها را برای رسیدن به این سبک‌ها ترغیب می‌کند.» آن‌ها که خود را در شبکه‌های اجتماعی خوداظهاری می‌کنند و در تلاش‌اند تا بهترین وجهه خود را نشان دهند، فراموش نکنند که چهره‌های تأثیرگذار که حالا الگویشان می‌شود و هم واقعیت‌ها را در زندگی‌شان نشان نمی‌دهند.

شبکه‌های اجتماعی افراد جامعه را به هم نزدیک کرده است، هر کدام از آن‌ها به‌راحتی می‌توانند منبع انتشار یک خبر باشند. جریان آزاد اطلاعات در این شبکه‌ها به کاربران این امکان را می‌دهند که به‌راحتی رسانه‌ها از اخبار دسترسی داشته باشند و سایر رسانه‌ها را پخش کنند. شکربیگی می‌گوید انسان‌های رسانه‌های به‌سادگی با مطالبشان جهان را درمی‌آورند و بیشتر می‌توانند در رسانه‌های رسمی حرکت کنند: «آنها از رسانه‌های رسمی به واسطه فیلترشکن‌ها عبور می‌کنند و هر جایی که این شبکه را می‌گیرند و اخبار راصد می‌کنند.»

آن‌ها در تصویر به طرف رسانه‌های رسمی می‌روند که به آن رسانه‌ها اعتماد دارند: «انسان رسانه‌های امروز در پایگاه‌های اعتماد می‌کند. اگر آن رسانه‌ها می‌توانند اعتماد مردم را در ارائه اخبار درست و سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی جذب کنند، مخاطبان را در صورت نیاز به رسانه‌های رسمی می‌روند، اما اگر مطمئن باشید نیازهای رسانه‌های مطلوب را پیدا می‌کنند. حتی اگر در داخل هم نباشد. در چنین شرایطی که افراد مهم هستند و سواد رسانه‌های باید از سنین پایین با برنامه‌های بیشتر به افراد آموزش داده شوند، اما متأسفانه ساختار رسانه‌ای رسمی در این زمینه موفق نبوده است و می‌تواند به سواد افراد را ببرد.»

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!