یکی دیگر از نقاط عطف زندگی کاری من این بود که امسال تصمیم گرفتم با دوره مدیریت محصول بوژان همراه بشم.

چرا می‌گم نقطه عطف؟ چون من یه ایده‌هایی دارم که دلم میخواد اجرا کنم. و جالب اینجاست که تا قبل از اینکه بدونم محصول چیه و حوزه پروداکت رو بشناسم، به صورت تجربی یه قدم‌های خیلی کوچیکی هم برای ایده‌های توی ذهنم برداشه بودم. حالا اما با شرکت توی این دوره هر روز دارم بیشتر میفهمم که چه چیزهایی رو نمیدونم و چقدر دنیای پروداکت، دنیای بزرگیه.

خلاصه که من یک ایده دارم و میخوام در ادامه از چیزهایی بگم که تا اینجا درباره مسیر پیش رو فهمیدم.

من یکسری دانش و فعالیت در حوزه سایت، سئو و دنیای دیجیتال داشتم (اینجا از خودم و مسیری که طی کردم نوشتم) و هرکسی در کنارم بود که دیگران را در اختیار داشت که می‌شد به آن عرضه شود. و سایت های زیادی که تا حدودی این خدمت را ارائه می دهند اما نه با کیفیتی که ما میتونستیم بدیم.

در نتیجه حدود 5 سال پیش ما هم یک سایت شاایید شبیه بقیه را که در یک اسکیل بسیار کوچیکتر از آن‌ها وارد یک بازی تکراری شده بود. بد نبود، اما ویژن نداشتیم.

فقط پریدیم وسط بازی و خودمون اون گوشه موشه‌ها دوتایی یه دست بازی کردیم.

این سایت بعد از یکی دو سال شد.

با اومدن تصمیم گرفتیم دوباره براش سعی کنیم. اما اینبار کمی قوی تر، هدفمندتر، مفهوم تر و معنادارتر.

دوباره براش وقت گذاشتیم و کارها رو اصولی و با داکیومنت کردن مسائل پیش بردیم. اوضاع خیلی بهتر پیش رفت و ادامه داره. اسکیل هنوز بسیار بسیار کوچیکه، اما سایت تکلیفش مشخص‌تره، یک چشم‌انداز حدودی دارد، می‌تونه هزینه‌هاش رو فعلا کاور کنه و ما هنوز دو نفریم.

ما ایده‌های دیگه‌ای هم براش داریم. چشم‌اندازهایی که دوست داریم پیدا کند. و این همزمان با همراهی من با بوژان و آشناییم با دنیای پروداکت.

حالا دیگه راستش میترسم قدم از قدم بردرم :)))

این وسط که حدودا 2 ماه از دوره میگذره، آقای جعفری در قالب یک پروژه آزمون خواستن بگیم با توجه به کتابهامون تا اینجا، چه ایده ای رو از صفر شروع میکنیم و جلو میبریم؟ :)))

برای خودم جالبه که همین یکماه پیش، دقیقاً موقعی که ما تصمیم گرفتیم طی یک پروژه دوهفته‌ای با پُرسلاین یه پرسشنامه تهیه کنیم و بعد سعی کنیم اون رو به مخاطب هدفمون برسونیم، دوره من به پیچ دیسکاوری رسید، تست مامان ویدگی‌هاش که بدتر شد. من کار رو کلا کنم :))))

تا اینجا بیشتر به نظر میرسه برای حرکت ترسیده باشم. شایدم اینطور باشه. اما خودم فکر میکنم که میخوام حساب کنم.

مخاطبین هدف ما دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشته مهندسی برق قدرت هستن. و در یک ویژن رویایی شاید برسه به فارغ‌التحصیل‌ها، محققان و اساتید این حوزه.

ما فعلا می‌دونیم که فقط می‌تونیم با زیرمجموعه دانشجوها کار کنیم. اما اگر اوضاع درست پیش بره، ممکنه این مسیر، خودش راه رو برای وارد کردن زیرمجموعه دوم هم آماده کنه.

و چیز دیگه‌ای که میدونیم اینه که هنوز این محصول رقیبی نداره و آبی آبیه.

ما با همین کارهایی که تا حالا به تعداد نسبتاً قابل قبولی از مخاطب‌هامون دسترسی داریم و از طریق آن‌ها که خودشون دانشجو یا فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مختلف هستن، انجام می‌دن، شاید به تعداد افراد تارگت شده دسترسی پیدا کنم.

با توجه به سنسهایی که تا حالا دریافتیم یک فرضیه درباره مخاطبهامون داریم. اما من در طول دوره فهمیدم که این فرضیه‌ها همونقدر که میتونه سکوی پرتاب باشه، می‌تونه هم معتبر نیست و حتی عامل سقوط باشه. پس پروسه دیسکاوری رو پیش ببریم، و فرضیه هامون رو به داده های معتبر تبدیل کنیم (یادگیری معتبر).

میخوایم با این آدم‌ها صحبت می‌کنیم و با تکنیک‌هایی که از کتاب تست مامان (تست مادر) یاد گرفتم کار رو پیش ببریم. شاید از طریق واتساپ به صورت فرد به فرد، شاید یک جلسه حضوری با چند نفرشان یا یک گروه تلگرام که از این افراد عضو هستند. و یا روشهای دیگر که نیاز داریم بیشتر فکر کنیم.

و در نهایت بتونیم اونها رو دسته بندی و جدول JBTD (کارهای پیش رو) رو براشون تشکیل بدیم. و در نهایت تلاش کنیم تا نیازهای غیرفعال کارکردی، احساسی و اجتماعی هر دسته از مخاطب هامون رو دان کنیم.

به بیان دیگه ما مسئله رو پیدا کردیم، میخوایم تقسیم بندی بازار رو دقیق‌تر انجام بدیم و در نهایت دنبال فهم و حل JBTD برای پرسوناهامون باشیم، بعلاوه که گزاره ارزش رو برای پروداکتمون مشخص می‌کنیم.

بعد از این مراحل، با توجه به راه حلی (راه حل) که بهش میرسیم باید مناسب راه حل مشکل انجام بدیم. یعنی باید mvp بدیم که احتمالا برای ما یک ورژن از وب سایت خواهد بود.

شاید چیزی متفاوت از سایتی که الان داریم. یا حتی نام دامنه‌های متفاوت از نامی که تاحالا باهاش ​​کار کردند.

اما من فکر می کنم این لیدهایی را که الان بهشون دسترسی داریم داریم کار قبلی بوده و کار قبلی به نوعی mvp بوده برامون. اما بدون بررسی، بدون هدف، بدون اندازه گیری و…

به هرحال ما از حالا به بعد میخوایم که آگاهانه به خودمون و کارهامون نظارت داشته باشیم و با برنامه و هدف وارد بازی بشیم.

فکر میکنم اینجا لازمه که دیگه وارد بشه لوپ اندازه گیری-یادگیری-بازخورد بشیم. ما از آداپتور اولیه شروع می‌کنیم اما احتمالاً افراد حقیقی دیگر بهمون اضافه می‌کنند و ما سعی می‌کنیم به داده‌های معنادار واقعی در تولید محصول دست پیدا کنیم و فرض‌های بدک نادرستمون را تشخیص بدهیم و این کار را تا جایی که باید ادامه دهیم.

حدسم اینه که اگر ما مسیرمون رو با چرخه لین پیدا کنیم و بیوفتیم روی غلطک، یا به بیان دیگه مناسب بازار محصول برامون اتفاق بیوفته؛ در این مرحله لازم است سایت رو به پیشرفت بیشتر بدیم، شاید نیاز به تیم پیدا کنید، دولوپری که مشکلات سایت رو سریعتر از من هندل کنه و نیاز به ساعتها سرچ نداشته باشه. یا دیزاینری که بتونه تسک‌های سمت دیزاین رو سریع‌تر پیاده کنه و مثل من نیاز به ساعت‌ها وقت گذاشتن با ابزارهای محدود نباشه. به بیان دیگر در این مرحله احتمالا ما نیاز به تیم متوجه شد.

علاوه بر این پیش‌بینی می‌کنیم که چون با دانشجویان تحصیلات تکمیلی طرفیم، اگر تارگت درست انجام شود، ممکن است از آن‌ها می‌توان به ما ملحق بشن و با جمع‌آوری‌هایی که تشکیل می‌دهند بتونیم چشم‌اندازها و چیزهای دیگر را هم پوشش بدیم و اتفاقات خوب‌تری بیوفته.

خلاصه که:

  • الان بهتر میدونم که چطور باید فقط و فقط روی چیزایی که میدونم از پسش برمیایم تمرکز کنم.
  • بهتر میدونم که نیازی نیست پرفکت بشه و بعد بدیم. بلکه باید در یک چرخه بهینه قرار بگیریم. انجام بدیم، یاد بگیریم، نجام بدیم، یاد بگیریم، و این روند رو تا جایی که لازم باشه تکرار کنیم.
  • می‌دونم که برای شرایط ما، باید مارکت فیتمون رو ارگانیک پیش ببریم و دنبال خرج نباشیم برای جذب مشتری.
    که این یه‌رقم خداروشکر تا حالا عیناً همینجوری پیش رفته فقط کف دست مو نداره، بِکَنید! :)))
  • می‌دونم تا جایی که می‌شود کارها را بشکنیم و کوچیک کنیم، شاید چیزی که الان از محصول توی ذهنمه، خودش به 3 تا محصول مثلا تبدیل شود. که می شود برای هر کدوم استراتژی درآورد، مشخص کرد و نتایج کلیدی هر هدف رو تعیین کرد (پروسه بستن OKR)؛ نتایجی که از سلوشن هستن و می‌تونیم به کمک لوپ اندازه‌گیری-learn-feedback توی این سطح و بررسی KPIبفهمیم درست پیش میرن یا نه و در نیاز به سولوشنهای دیگری رو تست کنیم.

سخن کوتاه می‌کنم. هنوز در ابتدای راه هستم و مسیر زیادی در پیشه و من از آقای جعفری و تیم بوژان عمیقا به خاطر ایجاد این بستر قدردانم. این سبک من بود برای ارائه پروژه. امیدوارم قبول باشه

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!