تا روز کنکور فقط یه چیز برات مهمه قبول شدن تو دانشگاه. برای خودت هدف های والایی رو رسم میکنی. جایی که میخوای کار کنی، حقوقی که میخوای بگیری، درسایی که میخوای بخونی. ولی بعد از دقیقا اولین روزی که از کنکورت میگذره از خودت میپرسی خب حالا چیکار کنم؟

دقیقا از اون روز به بعد هر روز یک گزینه به انتخاب اضافه میشه. بیشتر آدما سعی میکنن تا بهت پیشنهادای کاری بدن یا توصیه کنن یا نصیحت کنن. از اون روز به بعد مداما گمراهی میشی. از اون روز به بعد هیچکس، تاکید میکنم هیچکس بهت نمیگه کدوم راه می‌تونه موفقیت تو رو کاملا تضمین کنه. نه مثل مشاوره های کنکور. اونا فقط بهت پیشنهاد میدن و از کنارت عبور میکنن. صفحه‌های اینستاگرام، کانال‌های تلگرام، توییتر و و اینو بهت القا می‌کنند که اگر الان اینجا هستی و داری می‌خونی پس این قانون جذبه، این فرصته، هیچ اتفاقی تصادفی نیست، تو حتما این رو می‌خواستی که صفحه من بالاست. اومده، پس خواننده گرامی شما باید پست منو تا آخر بخونی، حتی اگه وقتتو گرفت چون این یه اتفاق خوبه که سر راهت قرار بگیره. تو قراره بعد از این کاملا یک آدم دیگه بشی. من تو رو موفق میکنم.

آدما از احساسات درونی تو خبر ندارن. اونها اشتباه میکنن که میدونن، اونها چیزی رو میدونن که خودت بهشون گفتی. اونا چیزی رو میبینن که خودت خواستی اونا رو ببینن. اونا غلت خوردنت رو توی افکار و لختی لحظه ها و کرختی روزهات رو نمیبینن. اونها حس ناخوشایندت رو موقع انجام دادن از کارها نمی‌بینن. اونها ریخته و گودی زیر چشمات رو نمیبینن. اونها کاهش سریع وزنت رو نمیبینن. اونها اینطور برداشت میکنن که تو حالت خوبه. چون دلیلی وجود نداره که حالت بد باشه.

خب…نمیخوام حرفای یه آدم افسرده یا ناراحت رو بزنم چون اینطور نیست. مقداری از درد و رنج و ناراحتی رو همه‌مون داریم. می‌خواهم بگم چند وقتی که دارم به چیزی فکر می‌کنم.

به اینکه الان یک سال از زمانی که کنکور دادم میگذره. این یک سال مثل طوفان بود. میتونم یک طومار از کلی کارهایی که شروع کردم و نصفه کاره گذاشتم بنویسم. میتونم کلی کار که پیشنهاد شده و بعد از چند روز رفتم و انصراف دادم رو بگم. میتونم کلی اتفاق رو تعریف کنم. اینها همه برای روحیه فرصت طلبی هست که دارم، و خیلی‌ها در مقابل این فرصت طلبی تجربه می‌کنم و بعد از آن در یک بار تجربه نقش بازی را انجام می‌دهم. مثلاً اگر قرار باشد درباره موضوع درسی ارائه بدم ولی ناقصی داشته باشد بخاطر کم کاری و تنبلی خودم، بازهم جلوی استاد و همکلاسی‌ها جوری تظاهر می کنم که خیلی حالمه. یا وقتی سر کلاس کلاسم ممکنه اصلا درس رو نفهمم ولی سوال میپرسم که نشون بدم به درس گوش میدادم. توی جمع‌هایی شرکت می‌کنم که اصلا به گروه خونیم نمیخورن اما توی همون جمع‌ها جوری فعالیت می‌کنم و اظهار نظر می‌کنم که بقیه فکر می‌کنم خیلی باانگیزه و مشتاق هستم. برای همینه که همه روم حساب میکنن که من جلوی آینه که وایمیستم تمام حفره های توخالی وجودیم رو میبینم. حس میکنم. لمس میکنم. میکشمش بیرون. گرهش میزنم. پرش میکنم. بازیش میکنم. هرکاری میکنم بازم خالیه. خالی

حرف‌ها و پیشنهادات و فرصت‌ها منو به سرعت باد به سمت جلو میبرن، جوری که اصلاً به خودم فرصت نمیدم که به اندازه کافی بهش فکر کنم و این حفره‌های تو خالی که مدام موقع تنهایی جیغ میزنن منو به عقب برمیگردونن. نتیجه میشه کلی کار عقب افتاده و نیمه کاره. نتیجه می‌شود راه‌های نرفته و نداشتن تصمیم قاطع و تکلیف روشن. بعد از یک مدت هم تبدیل شدن به آدمی غیر قابل اعتماد که دیگه سیاه بازیاش رنگی نداره.

امروز که مثل همون روزهای قبلی کشدار بود توی توی خودم می‌لولیدم فکر می‌کردم که تصمیم به درست کردن زندگی و اهدافم نمی‌شه این روند تا همیشه می‌تونه ادامه داشته باشه. هر روز این حفره‌ها بیشتر و بیشتر و بیشتر از این حفره‌ها میشن. زمان های بیشتر رو از دست میدم. موهام بهم ریخته‌تر و حالم بدتر میشه. دیگه شاید اندک انرژی که بدن ضعیفم مونده باشه هم بره. همش بره و جیغ بشه.

یه چیزی وجود داشته باشه که دلم باید تغییر کنه. نه یه آدم. نه پول. خودم باید به این درک برسم که اول از همه این ارزش‌ها را برای خودم انجام بدم. ارزش گذاری یعنی تعیین حد و مرز. من دقیقا چی دلم میخواد؟ چه مسیر لعنتی پیش رومه؟ من میخوام چه شکلی شناخته بشم و چرا؟

ارزش‌گذاری یعنی منتظر نباشی کس دیگه‌ای یا کتابی یا فضای مجازی بهت راه رو نشون بده. چون این تو ذهنت نقش می‌بنده که هیچ اتفاقی نیست. نه این اتفاق ها میفتن. ما انتخاب می کنیم که بیفتن. ولی تازمانی که فکر کنی افتادنشون دست خودت همیشه منتظری‌ نیست.

میگه آمریکایی‌ها یه اصطلاحی دارن play it cool. خیلی خودمو کنترل میکنم که این حرفها رو نمیده. دقیقا بخاطر همین قضیه. چون هممون فکر کنم هیچ وقت نباید کسی این حفره‌های تو خالی رو ببینه. و کار درستیه. هیچ وقت نشونش نده. ولی توی تنهاییت نذار جیغ بکشن. اگه یه روز مصمم یه راهی رو انتخاب کردی نذار به عقب برگردوننت. کسی رو به نشون دادن این حفره ها دعوت نمیکنم. از اینکه این پست رو منتشر کردم هم نگران نیستم چون خداروشکر خواننده‌های کمی دارم.

بیشتر از این نمیخوام حرف بزنم.

https://virgool.io/p/qdclifpvg605/ListentoKhoobeManbyShervinHajipouron#SoundCloud
https://soundcloud.com/shervinine/khoobe-man?ref=clipboard&p=a&c=0&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!