تقویم ها گفتند | سامان اسماعیلی

سازمان ملل متحد ۲۱ مرداد (۱۲آگوست) را روز جهانی جوان نامید و به ثبت رساند.
جوانی، دورۀ جذابی که یا تا آن را پشت سر نگذاریم از خودمان نمی‌پرسیم کجاست که به خیر؟!
با جذابیت حس و حال جوانی، نگرانی های ناشی از مشکلات در محیط بیرونی و وجود اجتماعی وجود دارد. در این نوشته، به بخشی از این مشکلات می‌پردازیم.


دیوار اول | استیصل گزینشی

نوجوان در واپسین روزهای دوره نوجوانی‌اش متوجه آزمونی وهمناک می‌شود. با به پایان رسیدن دوره نوجوانی، دوره جوانی در کنکور سراسری آغاز می شود.

در اولین گام جوانی، جوان خود را در شرایطی می‌بیند که باید تفریحات، ورزش، پرورش و به طور خلاصه جوانیش را خلاصه و خلاصه کند. استرس روزافزون کنکور، قابلیت پنهان کردن ندارد.

از دست قضاوت، اگر خانواده او شرایط مالی مناسبی داشته باشد، می‌شود با مشقت بسیاری از کتب کنکوری را تهیه و پرداخت کلاس‌های کنکوری را بپردازد. در همین مرحله، بسیاری از جوانان به خاطر نداشتن شرایط مالی مناسب و تامین پول مافیای کنکور، از ورود به دانشگاه‌های برتر دولتی محروم می‌شوند و حس سرخوردگی وجود آن‌ها را فرا می‌گیرند. فاجعه عدالت آموزشی به کنکور محدود نمی شود؛ در آزمون‌های واقعی کنکوری است که از این فاجعه بر می‌دارد وگرنه، یک کودک یا نوجوان در تمام سال‌هایی که در مدرسه تحصیل می‌کنند، این ناعدالتی آموزشی را پوست و گوشت و خون حس می‌کند. فقط یک آزمون می‌تواند در سطح کلان آن را کند که کنکور به خوبی این کار را انجام دهد.


دیوار دوم | بردگی مقدس

با پشت سر گذاشتن کنکور، سربازی وارد عرصه مشکلات یک جوان پسر می شود. در دوران خدمت، جان جسمی و روانی دائماً دوباره می‌شود. جوان هر روز از جسمی و روانی از جانب سربازهای بلند پایه و نظر رسمی تحقیر و سرکوب می‌شود. همرنگ سایرین شدن یکی از راه حل ها است؛ به این صورت که با رفتارهای سادیسمی، دیگران را از خودت برنجانی می کنند. از آنجایی که سازگاری با جو حاکم با ذهنی سازگار نیست، نبرد و مرگ فرسایشی شروع می‌شود و هر روز منطقی می‌شود. هیچ‌کس به ظلم علی شکایت نمی‌کند، زیرا وجود این ظلم برای همه پذیرفته‌شده است و به سایر موارد بدیهی می‌شود.

بسیاری از جوانان برای تعلیق انداختن سربازی وارد رشته‌هایی در دانشگاه آزاد و پیام‌نور می‌شوند که به آن علاقه ندارند ولی از روی اجبار و فرار، واحدهای آن رشته را پاس می‌کنند و پشت سر می‌گذرند. همین موضوع، معضل تحصیلات بدون تخصص را در جامعه پدید می‌آورد که خود مجدداً مشکلات دیگری را در جامعه به‌وجود می‌آورد و آن جوان روز به روز سرخورده می‌شود.


دیوار سوم | صیانت از حقوق دختران!

روابط اجتماعی و مدنی برای دختران که از قوانین اعمال می‌شود، عرصه فعالیت‌ها را برای دختران کوچک و کوچکتر می‌کند. حقوق نابرابر زن و مرد در قانون، عدم توجه به مسائل زنان و مسائل مربوط به این قبیله، انگیزه دختران سرزمین را برای ادامه فعالیت های کم و کم تر می کند.

خانواده‌های مذهبی و سنتی هم که دیگر جای گفتن ندارد و باعث می‌شود عده زیادی از دختران علاوه بر دست و پنجه نرم‌افزار با مشکلات خارجی، در محیط خانواده هم آرامش خاطر و امنیت روانی باشند. علاوه بر این در برخی از قومیت‌ها، به دلیل رسوم غلط و باورهای اشتباهی که به اصطلاح عرف نامیده می‌شود، خانواده‌ها را به دست می‌آورند که نه تنها به بالا بردن جایگاه دختران کمکی نمی‌کند، بلکه حقوق ابتدایی آنها را نادیده می‌گیرند و حتی جایگاه دختر را ندارند. به عنوان یک انسان، زیر سوال می‌برند.

این پیوندها باعث می‌شوند که دختران بخش اعظمی از انرژی و تمرکز خود را به جای فعالیت اصلی روی مشکلات جانبی بگذرانند و مسیر موفقیت آنها بجای اتوبان، تبدیل به یک جاده ناهموار و سنگلاخی شود.


دیوار چهارم | بیکاری و بیگاری

به غیر از حقوق و درآمد، ویژگی های دیگری نیز برای مشاغل حائز مهم هستند. کیفیت هایی مرتبط با محیط کاری، آینده شغلی و امنیت. در شرایط فعلی جامعه، با توجه به نرخ بالای بیکاری نه تنها حقوق اولیه شاغل داده نمی‌شود بلکه خبری از آینده شغلی و امنیت شغلی نیست! اگر بخواهیم امنیت شغلی دهک پایین جامعه، یعنی کارگر را نگاهی بیندازیم، به نتایج وحشتناکی می‌رسیم. نرخ بالای بیکاری شده است که امنیت شغلی از بین برود. متعهد کارگر عملا معنی نمی‌دهد چرا که در اولین اعتراض، صاحب کار می‌تواند بدون هیچ درنگی و به دلیل حقوق حمایت از قوانین، او را اخراج کند. و از طرفی، فرد دیگری که از روی ناچاری حاضر به کار با کم‌ترین دستمزد می‌شود را می‌کند.

وضعیت اسفناک آنجایی است که در آگهی های شغلی، از بیمه و حداقل وزارت کار به عنوان مزایا نام برده می شود!

در آخر این دیوار، یادی کنیم از توئیت دکتر عبدالملکی، وزیر اسبق، کار و رفاه اجتماعی:
«با یک میلیون تومان هم می‌شود کار تولیدی کرد.
حتما میپرسید چگونه؟!
حق دارید!
آموزش نداده‌ایم!»
احتمالاً ایشان استعفا دادند تا بروند که با یک میلیون تومان، کار تولیدی ایجاد کنند.


دیوار پنجم | رویایی دست‌نیافتنی

خب عرض میکنم. شما از تمام دیوارهای قبلی عبور کردید و علی رغم همه مشکلات خود را به یک محیط امن رساندید. یک شغل نزدیک به پیدا کردید اما هنوز مسکن و خودرو مشکل.

– اصلاً جوان چه نیازی به مسکن و خودرو دارد پدر جان؟ در همان مسکن پدر و مادر خودت زندگی کن و از حمل و نقل عمومی لذت ببر. ازدواج؟ کاری ندارد که، بهتان وام می‌دهیم با شرایط اعلا. خرج جهیزیه و عروسی را هم که خدا جور می کند.

اگر خیلی نگران خودرو هستید، می‌توانید سه چهار سال بابت کار کنید و بعد از آن می‌توانید یک خودروی ملی درجه یک با شرایط اقساطی مطلوب بخرید و لذت ببرید. ولی زیاد به مسکن فکر نکنید، اما برای آن هم طرحی داریم. اگر شما چند سال به ما قسط بدهید، بعد از آن یک وام عالی در اختیارتان قرار دهید که مسکن هم تهیه کنید. اصلا می‌توانید با دوستانتان جمع شوید و همه با هم یک منزل کلنگی در بهترین نقطه شهر تهیه کنید. حال و هوای قدیم هم برایتان زنده می‌شود.

به گمانم، این دیوار دیگر نیازی به توضیح ندارد؛ چرا که همه ما با گوشت و پوستمان حسش می‌کنیم.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!