نولان گادفری یکی از مشاورین حوزه مدیریت در مقاله ای اشاره کرده است که: اخیراً با یکی از مدیران ارشد صحبت کردم و از من پرسیدم: «تجربه کارمندان (تجربه کارمند) از کجا آمده است؟ من دائماً این اصطلاح را می‌شنوم اما نمی‌دانم که آیا این اصطلاح همان مشارکت مشارکت است یا خیر. آیا قبل از آن آمده است یا جدید است؟ کمکم کن بفهمم. »
تجربه کارمندان به عنوان یک مفهوم و استراتژی، در سال‌های جدید ایجاد شده است و آن را می‌فهمید، بنابراین بیشتر تاکید بر مشارکت در مشارکت‌کننده می‌تواند باشد. بنابراین ایده‌ی تجربه کارمندان از کجا آمد و چرا دارد؟

در حالی که مشارکت برای چندین دهه به عنوان کارمندان حکمفرما بود و در بسیاری از سازمان‌ها هنوز معیارهای کلیدی است، نتایج داده شده باید به طور کامل محقق نشده باشد. در بسیاری از سازمان‌ها، به درستی حول و حوش زمان انتشار یک نظرسنجی پیرامون بحث مشارکت در افزایش می‌یابد، و سپس به همان سطح باز می‌گردد. بسیاری از سازمان‌ها بیش از بر دستکاری یا افزایش امتیاز نظرسنجی سرمایه‌گذاری شده‌اند که تلاش شریفی است. اما تا حدودی باعث خطای نزدیک بینی می شود و مدیران را از درستی واقعیت دور می‌کند. در شرایطی که مهم است، سازمان‌ها متوجه شده‌اند و به اندازه‌گیری مشارکت کافی نیست. بسیاری از اوقات تلاش‌های افزایش مشارکت مقطعی و موقت است تا ایجاد تغییر پایدار و سیستماتیک باشد. ممکن است برای لحظه‌ای جذاب‌تر به نظر برسد. اما مکان برای پرداختن به زیربنایی که به امتیازات می‌شود، وجود ندارد. مشارکت بر مشارکت، برنامه‌های اقدام تاکتیکی و کوتاه‌مدت را هدایت می‌کند که در بهترین حالت ممکن بر مجموعه‌ای محدود از نیازهای مورد نیاز را داشته باشند.
از سوی دیگر، برای تجربه کارمند، تصویری بزرگ و استراتژیک از عملکرد یک سازمان در کل چرخه عمر کارکنان به ویژه در «لحظه‌هایی که مهم است» ارائه می‌دهد. این شامل مواردی است که چه چیزهایی بالقوه را جذب می‌کند و در عین حال، رابطه یک فرد با سرپرست خود را رقم می‌زند. یا اینکه آن‌ها چقدر خود را با همکاران یا سایر افراد می‌گیرند. از این منظر، یک نتیجه را به کار می‌بریم که به یک قسمت (معمولاً تلاش اختیاری) از یک پازل بزرگ‌تر (هر چیزی که به تجربه کلی یک کارمند با یک سازمان کمک می‌کند) نگاه می‌کند.

دسترسی به مصرف‌کنندگان به محصولات و خدمات مشابه، همراه با دسترسی بیشتر به اطلاعات شما و رقبای شما، افزایش می‌یابد. انتخاب‌های بیشتر، می‌توانند به راحتی با استفاده از محصولات و خدمات رقیب روی بیاورند و قدرت بیشتر برای کسب و کار شما نسبت به قبل از آن استفاده کنند.
تلاش‌های تجربه مشتری با ایجاد مزیت رقابتی جدید آغاز شد. جستجوهای تجربه مشتری به مشتریان مشتریان به مکان‌های داده‌شده در مجزا، تلاش می‌کنند تا سفر کامل مشتری با یک برند را از فروشگاه‌های آنلاین، فروشگاه‌ها و با تیم‌های خدمات ارائه دهند. با این تصویر بزرگ، برندها و سازمان‌ها می‌توانند نقطه‌های متفاوتی را در یک نقشه واحد پیوند دهند و می‌توانند همه چیز را برای ایجاد یک سری تجربیات مثبت و به یاد ماندنی برای طراحی طراحان ایجاد کنند. با توجه به این نظر استراتژیک، واضح است که فقط برای یک نقطه، به عنوان نقطه خرید، می‌توان نتیجه گرفت.

مصرف کنندگان همه این جدید فقط برای برندهایی که می‌خواهند بخرند استفاده کنند، نمی‌توانند از طریق همین اطلاعات برای شرکت‌ها و سازمان‌هایی که می‌خواهند برای آن کارها استفاده کنند. رسانه های اجتماعی و وب سایت های بررسی شرکت، نگاهی شفاف به کار برای شرکت شما ارائه می دهند. در شرایطی که رقابت برای استعدادهای برتر از هر زمان دیگری شدیدتر است، به همین دلیل است و در نظر گرفتن کل تجربه بسیار مهم است. از لحظاتی که یک کارمند بالقوه درباره سازمان شما یاد می‌گیرد، از طریق استفاده کامل و خروج از آن.

حدود 89 درصد از شرکت‌ها از یک تجربه تجربی استفاده می‌کنند و این روش‌ها را به‌عنوان یک متمایزکننده از راه‌های مهم مدنظر می‌کنند. این محرک اصلی تجربه جدید بر تجربه کارمند است. گام بعدی در متمایز کردن برندتان، تجربه بر تجربه کارمند است. بر اساس یک مطالعه، 65 درصد از مصرف کنندگان هنگام تعیین اینکه آیا آن ها محصول یا خدمات شما را می خرید یا خیر، در نظر می گیرند که چگونه با کارمندان خوب رفتار کنید. اگر مصرف کنندگان از نظر کار کردن برای سازمانی که می خواهید داشته باشید، احتمالاً نسبت به برند شما مشتاق خواهند بود.
تجربه کارمند، زمانی که به خوبی انجام شود، نتایج خوبی را به همراه دارد. هیلتون یک مثال عالی است. هیلتون یک تمایز استراتژیک کلیدی در مصرف‌کننده ایجاد شده است. کریستوفر ناستا، به‌عنوان مدیر عامل، سرمایه‌گذاری‌های بسیاری را نیز در طول زمان انجام داده است تا با تجربه بر تجربه کارمندان هیلتون، این تجربه را تقویت و متمایز کند.
هیلتون کارهایی مانند طراحی مجدد فضاهای اقامتی برای کارمندان، ارائه رهبری در زمان واقعی و کوچک برای رهبران پرمشغله، همراه با امکانات بهتر برای افراد خود انجام می دهند. تجربه کارمندان آن‌ها بر روی مزایا نبوده است، بلکه در مورد آنچه فرهنگ و استراتژی به فرد آن‌ها در مورد هدف کلی کسب و کارشان می‌طلبد، بوده است. نتایج چشمگیر، سهام و امتیاز خالص پروموتر آن‌ها به خوبی عمل کرده است، در حالی که در همان زمان، آن‌ها به عنوان بهترین شرکت فورچون برای کار در سال ۲۰۱۹ انتخاب شدند.
صرفاً از نظر سازمان شما امروز کجاست، برداشتن گام‌هایی برای تأکید و بهبود تجربه، نتایج می‌تواند قوی باشد و همچنین نتایج تجاری را به ارمغان آورد.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!