ویرگول نسبت به شبکه‌های اجتماعی یک فضای خلوت‌تری دارد اما به نظر من قابلیت این را دارد که اگر به درستی برنامه‌ریزی و مدیریت شود آدم‌های اهلش را جذب کند. باور کنید یا نه، خیلی‌ها هیچ وقت سوالی در ذهنشان شکل نمی‌گیرد. یک سوال که در مورد یک موضوع مذهبی، اجتماعی، سیاسی، و یا فرهنگی باشد. اینها آدم‌های واکنشی بدون کنش فعال هستند، که هر چه از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بهشان تلقین شود را تکرار می‌کنند. اینها همانهایی هستند که کارشان فحش دادن است. اما کسی که می‌کند یعنی مسئله دارد. او از همه سایت های زرد و خبری و شبکه های اجتماعی گذشته تا اینجا باشد. او باید مسئله‌ای داشته باشد که در جاهای دیگر پاسخش را پیدا کند و اینجا سعی کند می‌کند بهش برسد.

بر این اساس می‌توانیم کاربران ویرگول را به چهار دسته تقسیم کنیم. دسته اول کسانی هستند که به فکر برندینگ و کسب شهرت اند. کار خوبی می‌کنند و من هم کاری به اینها ندارم. من خودم می‌دهم اگر در فضای شغلی و حرفه‌ای حرفی برای گفتن دارم (که شاید واقعاً نمی‌توانم باشم) در عمل آن را نشان بدهم و کانکشن‌ها و ارتباطاتی که پیدا می‌کنم واقعی باشند و نه مجازی. شاید سلیقه‌های دیگران با من فرق داشته باشد. دسته دوم کسانی هستند که مشکل دارند و سعی می‌کنند به این روش راه حلی پیدا کنند. شاید حتی یک درددل ساده یا شعر عاشقانه هم راهی باشد تا یک نفر درد و ناراحتی خودش را با دیگران تقسیم کند. همین که تو دردت را با دیگران به اشتراک بگذاری، یعنی از شدت درد کم کرده. دسته سوم کسانی هستند که بیشتر دنبال پاسخ هستند، یا به دنبال تجربه‌های شکل‌های خاصی از زندگی هستند که در ارتباطات دنیای واقعی کمتر به دست می‌آید. اینها دنبال آموختن اند و خیلی از مطالب و تجربه‌های اینجا در کتابی پیدا نمی‌شود. تا اینجا کار همه‌ی این کاربران به نوعی مورد توجه هستند. اما دسته چهارم ترول‌های مجازی اند. این ترول‌ها معمولاً نوجوان‌ها هستند که بیشتر وقت‌شان را پای اسپری می‌سازند و چون عوامل محدودی دارند، دنبال جا زدن در نقش‌هایی هستند که ابهام دارند و آنها را نسبت به دنیای بزرگسالان اجتماعی کمتر می‌کند. اینها هم مانند دسته‌های دیگری از طریق جستجو وارد این فضا می‌شوند و اما مسئله‌شان کاملاً شخصی است و در واقع برای دردی که دنبال علاج هستند. مسأله اینها فقط همان وجود درد است که نمی‌شود و علاجی هم برایش طلب نمی‌شود.

دسته‌های سوم و چهارم بیشتر نوجوانان یا کسانی هستند که در ابتدای دوران جوانی‌شان قرار دارند، و دسته‌های اول و دوم هستند که این دوران را سپری کرده‌اند و احتمالاً هیچ وقت هم ترول نبوده‌اند چون نوجوانی‌شان اینترنت نبوده یا به این گستردگی نبوده است. اینها کسانی هستند که اگر هم شک و شبهه‌ای هستند یا آن را سرکوب می‌کنند، یا فریب‌کرد و احساس می‌کنند به شکهایشان می‌خورند، و یا این که از مواردی مثل مثل فلان استاد و غیره می‌کنند که پاسخ می‌دهند. . عیب نوجوانان عصر حاضر همین است که خیلی متکی به اینترنت می شود. گاهی از خود من سوالاتی می‌پرسند که جوابی برایشان ندارم. خیلی چیزها در تخصص و سواد خیلی‌ها نیست.

اما یک خوبی ویرگول که چند ماهی است متوجه شده ام این است که حکم یک دفترچه خاطرات را دارد. با احتساب این یادداشت ۲۴۵ پست منتشر کرده‌ام و با نگاه کردن به هر کدام از آنها، حال و هوای یک روز از زندگی در سه سال گذشته برایم تازه می‌شود. روزهایی که برای من فراز و نشیب‌های زیادی داشت. از دوران خانه‌نشینی که من را ترغیب به نوشتن در اینجا کرد، روزهای ناامیدی و اندوه، روزهای شادی، روزهای حسرت و روزهای سر به بیابان نهادن، از روزهای گرمی که تندتند در مدت زمان یک ربع ساعت می‌نوشتم تا روزهای سردی که مطلبی برای نوشتن. نبود، از مسافرت‌های کوتاه و بلند، دوستی‌های جدید و از دست دادن دوستان قدیم، موفقیت‌ها و شکست‌ها، بیم‌ها و امیدها، خداحافظی‌ها و خوشامدگویی‌ها، همه اینها را اگر در اینجا نمی‌نوشتم بعد از مدتی از خاطرم می‌رفتم اما به من می‌نویسم در اینجا برای دل. خودم مکتوب ماند.

سایر موارد در خصوص ویرگول تبلیغات از سمت انتشارات است. شرط اخلاقی این است که کاربران برای نمایش تبلیغات می توانند کسب کنند و این تبلیغات به نوعی هدایت شود که با آن مطلب همخوانی داشته باشد. نه اینکه مثلاً ما راجع به سعدی بنویسیم و یک انتشاراتی که درباره تکنولوژی است آن را درخواست کند و بعد از یک تبلیغ از ارز دیجیتال نمایش داده شود. ما دوست داریم به کسب و کارها کمک کنیم اما به آدم هیچ چیز نمی‌گویند اخلاقی نیست و بی‌احترامی به حساب می‌آید.

مطلب قبلی:

https://vrgl.ir/Gfjcp
اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!