برنامه ریزی رقابتی

هرچه رقابت در صنعت بالاتر باشد، ادامه دادن به مسیر کسب و کار سخت تر خواهد بود. میزان رسیدن به موفقیت یک بنگاه، رابطه معکوس با میزان رقابت در بخش یا صنعت دارد. رقابت پورسانتی که توسط مایکل تر برای افزایش احتمال موفقیت در رقابت های دیگر فعالان ارائه شده است.

رقابت رقابتی چیست؟

برنامه بلند مدت برای موفقیت است و رقابتی برای رقابت یک برنامه بلند مدت در مسیر رسیدن به رقابتی است تا موفقیت ساده تر شود. این مزیت رقابتی در زمینه هایی مانند تولید، تمایز و غیر قابل مطرح می شود. هدف رقابتی ایجاد موقعیت تدافعی در یک صنعت و ایجاد ROI برتر است. ( نرخ بازدهی ) در زمین های بازی که محصولات شباهت زیادی دارند و در عین حال فعالان بسیاری هم در حال تلاش برای افزایش سرمایه خود هستند، استراتژی رقابتی مهم پیا می کند.

پورتر قبل از بیان استراتژی رقابتی موضوع تاب آوری در یک صنعت یا ورود به یک صنعت را با بیان پنج نیرو مطرح نمود. بعد از آن و برای رقابت با بیان استراتژی رقابتی پرداخت. این پنج عبارت نیرومند از: قدرت چانه زنی تامین کنندگان، قدرت چانه زنی، محصولات پیشنهادی، رقابت در صنعت و ورود رقبا به صنعت.

برای رسیدن به مزیت رقابتی لازم است تا نقاط ضعف و قوت مشخص شود و در محیط خارجی نیز فرصت ها و تهدیدها شناسایی شوند. مزیت رقابتی در این چهار دسته قرار می گیرد.

استراتژی رقابتی

بنگاه ها در جستجوی محصول منطبق با نیاز به بازار و مصرف مصرف کنندگان عرضه می کنند و همینطور برای موفقیت در تلاش می توانند قیمت مناسبی را ارائه دهند. برای این منظور در جنبه های تجاری از کسب و کار می کنند. اما مطمئناً این است که در نتیجه مناسب به دست می‌آید که سازمان به یک سودآوری پایدار در بازار برسد و بتواند دبا رقبا فاصله خوبی ایجاد کند. پایداری در سودآور بودن بازار موضوع ارزشمندی است. در غیر این صورت اغلب از سوی رقبا قابل انجام و اجرا و فاصله بین بنگاه و رقبا ناچیز خواهد بود.

در شرایطی که رقابتی بسیار سخت و نزدیک است، شرکت به رقابتی رقابتی نیاز دارد و می‌تواند چنین رقابتی داشته باشد، همان چیزی است که باعث می‌شود سودآوری پایدار شود. برای مزیت رقابتی، یک شرکت می تواند کارهای زیادی انجام دهد. آنها می توانند محصولاتی را ارائه دهند که ارزان تر از رقبا هستند. آنها می توانند محصولاتی را ارائه دهند که ارزشی را ارائه دهند که هیچ رقیب دیگری ارائه نمی دهد.

مایکل پورتر در رقابت رقابتی چهار زمینه یا نوع مزیت رقابت خودی را معرفی می کند.

جستجو برای ارائه محصول یا خدمت بدون رقابت مناسب، روشی پایدار برای بنگاه نیست، زیرا در نهایت یک راه حل به ارائه ویژگی‌های مشابه با کمتر یا ارائه ویژگی‌های بیشتر با هزینه مشابه می‌کند، به همین دلیل یک استراتژی رقابتی خوب برای برنامه‌ریزی شده است. قوی ماندن در بازار بسیار مهم است.

استراتژی رقابتی در رقابت استراتژی و کار: تفاوت چیست؟

اشتباه نکن! استراتژی رقابتی با استراتژی و کار متفاوت است.

یک استراتژی کسب و کار و کار دامنه بسیار متفاوت نسبت به یک رقابت رقابتی دارد. یک کسب‌وکار استراتژیک و کار شامل همه چیز و استراتژی‌هایی است که برای کسب و کار برای مبارزه با رقابت اجرا می‌شود که احتمالاً رقابتی را هم شامل می‌شود.

علاوه بر روش رقابت، یک کسب و کار و کار با مسائل دیگر استراتژیک در زمینه های نیز سروکار دارد. به هر حال، یک شرکت اگر بخواهد در بازار بقای خود را حفظ کند، باید به طور مستقیم به این مسائل بپردازد. از سوی دیگر، رقابتی تنها در مورد برنامه عمل شرکت برای ارائه ارزش برتر به بازار هدف و دور نگهداشتن رقبا است.

چهار نوع رقابتی، به گفته مایکل پورتر

از آنجایی که این استراتژی‌ها می‌توانند توسط کسب‌وکارها در سطح جهانی پیاده‌سازی شوند، به عنوان «استراتژی‌های عمومی» برچسب‌گذاری شده‌اند.

1- مدیریت هزینه

در استراتژی مدیریت خود، یک شرکت محصولات و خدمات را با قیمت کمتری نسبت به رقبا عرضه می کند. هزینه رهبر ساخت کمترین سود ممکن است برای یک محصول بپردازد تا باید در عین فروش محصول با کمترین قیمت، قابل توجهی کسب کند. سازمان ها برای مدیریت هزینه انجام می دهند. کاهش هزینه های خرید از بهترین تامین کنندگان، استفاده از فناوری ها و روش های تولید برای کاهش هزینه های عملیاتی، افزایش سطح کمی برای سرشکن نمودن هزینه های ثابت، استفاده از اتوماسیون و موارد مشابه. به طور کلی ارزش به سمتی می رود تا هزینه ها از هر نوعی به حداقل برسند و نهایتا محصول با قیمت پایین تری شود. کارآیی و راندمان تولید در این استراتژی به عنوان اولویت عملیاتی در نظر گرفته می شود.

در اینجا، هدف شرکت تبدیل شدن به کم‌ه‌ترین تولیدکننده در صنعت است و با تولید در شمال کشور که شرکت را قادر می‌سازد. صرفه‌جویی در نتیجه به دست می‌آید.

2- تمایز

در این شرکت به جای اینکه برای کاهش هزینه ها انجام شود، تلاش می کند تا محصول متمایزتری را ارائه کند که در نگاه مشتری بیشتر بیرزد باشد. در واقع محصول باعث می شود تا بنگاه محصول را با ارزش افزوده و همان قیمت اصلی خود را ارائه دهد.

تمایز یک استراتژی برای نمایش ویژگی های خاص به فرد یک محصول یا خدمات به منظور متمایز کردن آن از سایر محصولات یا خدمات رقیب موجود در بازار است. قصد دارد مشتری را متقاعد کند که یک محصول خاص از نظر کیفیت و ویژگی های خاص به فرد و برتر از سایر محصولات مشابه است.

این استراتژی به منظور مشتریانی انجام می شود که مایل به پرداخت هزینه بالاتر و انتظار کیفیت یا ارزش افزوده بالاتری دارند.

این شرکت در هر مرحله از ارزش یکسانی می کند تا ویژگی ها، کیفیت و جذابیت محصول را افزایش دهد. نوآوری، تحقیق و توسعه، خدمات عالی به مشتریان، بازاریابی قوی – همه این تاکتیک ها از استراتژی تمایز هستند.

استارباکس یک نمونه کلاسیک از یک متمایزکننده است. رستوران های زیادی دارند که قهوه را با قیمت بسیار کمتری ارائه می دهند، با این حال، مردم حاضرند فقط برای یک فنجان قهوه استارباکس قیمت های بالاتری بپردازند. چرا؟ زیرا فضای رستوران، کیفیت محصول، خدمات آنها و مطمئناً برند را دوست دارند.

3- بررسی بر هزینه

درست مانند استراتژی مدیریت هزینه، تصمیم گیری برای هزینه در جذب سرمایه و شکست دادن رقبا با ارائه کمترین ارزش برای محصولات و خدمات است.

بنابراین، تفاوت بین استراتژی و استراتژی بررسی بر اساس چیست؟

در این روش، شما جستجوهای بازاریابی و فروش خود را به‌جای یک بخش بزرگ، بر بخش‌های کوچکتر بازار می‌کنید. در این استراتژی‌ها، بنگاه بر بخش‌های بازار خاص می‌کند و محصولات خود را در آن بخش‌ها با قیمت پایین نگاه می‌دارد. استراتژی به شرکت کمک می کند تا چنین مشتریانی راضی کند و محبوبیت کسب کند.

4- بررسی تمایز

درست مانند روش های مختلف، این استراتژی نیز مشخص است که بازار را هدف قرار می دهد، اما به جای ارائه محصول با قیمت پایین به مشتریان، نیروی محرکه آنها ارزش را به فرد ارائه می دهد.

به طور خلاصه، تصمیم گیری در مورد بهبود محصول با ویژگی های خاص به فرد است که شرکت شما را از سایرین متمایز می کند. محصولات لوکس مجموعه در این دسته قرار می گیرند.

رقابت رقابتی نایک

به نظر می‌رسد استراتژی رقابتی نایک به دلیل چیستی کم هزینه، رقابت را حفظ می‌کند. آنها قیمت بسیار پایینی در مقایسه با قیمتی که در واقع همه محصولات خود را به قیمت می فروشند پرداخت می کنند. به نظر می رسد نایک به ذ=دنبال رقابت رقابتی مقدماتی اسن. علاوه بر این، محصولات خود را به مخاطب هدف می فروشند. شما لباس های آنها را در والمارت می بینید و در حال همکاری با گوچی نیز می شوند. آنها در صنعتی که ایجاد کرده اند فعالیت می کنند. آنها می‌خواهند ورزشکاران را توانمند کنند و این ایده را ایجاد کنند که هر کسی که تجهیزات نایکی وارد کند یک ورزشکار باشد. افراد زیادی در خرده‌فروشی نایک کار می‌کنند، افراد زیادی دارند، دستمزد معقول دریافت می‌کنند، اما از کارهایی که باید انجام دهند شکایت دارند و نایکی کارآیی بالاتر از کارمندان خود انتظار دارند. نایک در خط مقدم همه لباس‌های ورزشی قرار دارد

نمونه ای از تمایز

به عنوان مثال، شرکت X و شرکت Y صابون های مشابه تولید می کنند. سپس X یک ماده ویژه در صابون دست خود معرفی می کند تا آن را از Y متفاوت کند. این ماده می تواند هر چیزی باشد که ارزش محصول را افزایش دهد. آنها می توانند از عطر خاص یا کمی بیشتر استفاده کنند. از طرف دیگر، X می تواند صابون دست خود را حتی بدون معرفی ماده جدید متمایز کند. آنها را برای بهبود زیبایی شناسی تغییر تغییر می دهد. آنها همچنین می توانند از رایانه های تبلیغاتی برای متمایز کردن محصولات خود بدون تغییر چیزی در آن استفاده کنند.

اگر دوست داشتی امتیاز دادن یادت نره!